تبلیغات
[cb:جنبش فرهنگی سربازان امام زمان]

جنبش فرهنگی سربازان امام مهدی(عج)

اولى الامر ولایت مطلقه است

امكان دارد كه حضرت بقیة اللَّه الاعظم عجل اللَّه تعالى فرجه دوره نیابت و وصایت ممتد و طولانى خود را بدون حاجت به وسایل طبیعى و عادى بگذراند و از انظار عموم افراد بشر غائب بطور كامل و تام باشد، همچنان كه در طى آخرین نامه كه به شیخ ابو القاسم سیمرى نائب چهارم خود مرقوم فرموده كه اینك زمان غیبت تام و كامل من فرا رسیده كه در پس پرده غیبت از عموم بسر ببرم و هر كه دعوى رؤیت و ملاقات‏مرا نماید كذاب و مفترى است او را تكذیب نمائید.
و اما قول به اینكه امامت و زعامت امور جامعه اسلامى پس از رحلت رسول صلّى اللَّه علیه و آله بعهده بزرگان و اهل حل و عقد از هر قوم و جامعه است و از جمله تكالیف دینى و الهى اطاعت و پیروى از بزرگان و اندیشمندان كه خیر و صلاح جامعه را خواهانند مى‏باشد.
این قول باینكه ولایت و خلافت از مقام رسالت وظیفه دینى و از جمله وظائف الهى است نه از جمله اصول توحید و اینكه رسالت رسول صادع فقط به آنست كه جوامع بشرى را بتوحید و سایر اصول دعوت نماید و كتاب آسمانى قرآن كریم معنى آسانى را دسترس گذارد و مكتب قرآن را بنا گذارد، كافى براى ادامه رسالت خود در دنیا خواهد بود هم چنان كه كتابخانه‏اى در دانشگاه ترتیب داده شود و عموم دانشجویان بهر فنى از فنون و هر علمى از علوم كه بخواهند نائل شوند بدون اینكه معلم و استادى در دانشگاه دانشجویان را بیاموزد و تعلیم نماید.
این بیان ثبوت مقام ولایت و وصایت به نظر علماء سنت است كه آن را فرعى از فروع اسلامى میدانند هم چنان كه در ساعات اولیه رحلت مقام رسالت صلّى اللَّه علیه و آله فریاد (حسبنا كتاب اللَّه) طنین انداخته فضاى جهان را گرفت.
و اما راجع به تفسیر آیات كریمه از جمله یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ غرض اعلام مقام على بن ابى طالب است كه باید او را دوست داشت و دوستى و محبت او با خاندان رسالت وظیفه الهى است.
و در باره كریمه أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ تفسیر آیه همانا اطاعت از اولى الامر صاحبان نفوذ و قدرت فكرى و اجتماعى و سیاسى است براى نظم و انتظام امور جوامع اسلامى. بر این اساس بزرگان و زمامداران هر جامعه از جوامع اسلامى اطاعت از آنان بر عموم طبقات مردم مسلمان فرض و وظیفه الهى است.
از این نظر در زمان حاضر مثلا همه طبقات مردم مسلمان باید از رؤساءجمهورى كشور خود اطاعت نمایند و اساس انتظام هر جامعه بر پیروى و اطاعت آنان استوار خواهد بود حتى طبقه علماء دینى و شخصیات بارز كه شعار آنان پیروى از مكتب قرآن بطور كامل است آنها نیز محكوم به همین حكم خواهد بود.
بالاخره علما دینى هر رئیس جمهور كشور خود را اولى الامر و واجب الاطاعه بدانید و از اوامر او اطاعت نمائید گرچه بر خلاف عقیده آنان رئیس جمهورى كشورشان حكم نماید لازم الاطاعه خواهد بود.
پاسخ از این نظر آنست كه بر حسب مقام ثبوت براى نظام عالم عقیده بوسائط فیوضات الهى ندارند زیرا بر حسب روایات متواتر (لو لا الحجة لساخت الارض باهلها) براى نظام جهان واسطه فیض معتقد نیستند و این بر خلاف وجدان و برهان و بر خلاف عقل و براهین و روایات است و در حقیقت مقام رسالت رسول را فقط امر اعتبارى و منصب عاریتى و بمنظور تعلیم اصول دینى میدانند بدون اینكه بر اساس وساطت و فیوضات الهى باشد بالاخره از مقام رسالت جز تعلیم اصول توحید و تعلیم قرآن و معارف الهى انتظارى نخواهند داشت در حالى كه رسول در نظام تكوینى جهان تأثیر بسزائى دارد و از جمله واسطه تكوینى فیوضات الهى نسبت بجهان و جوامع بشرى است.
از این نظر انتظارى از رسول صلّى اللَّه علیه و آله جز تعلیم معالم اسلامى و تعلیم آیات قرآنى ندارند بدون آنكه در نظام تكوین جهان وساطت داشته باشد هم چنان كه روایت متواتر (لو لا الحجة لساخت الارض باهلها) پیوسته جهان بر اساس وساطت حجت انتظام خواهد یافت بر این اساس پس از رحلت مقام رسالت باید وصى كه بر حسب آیه كریمه او را تعیین و معرفى نموده واسطه فیوضات الهى در امور تكوینى و نظام جهان باشد، هم چنان كه عهده‏دار تعلیم و تربیت دانشجویان مكتب قرآن خواهد بود بعبارت دیگر مقام رسالت رسول صلّى اللَّه علیه و آله در اثر وساطت در باره فیوضات تكوینى جهانى است و از جمله شئون آن رسالت و قیام بدعوت جوامع بشرى بسوى مكتب قرآن است.
بالاخره قیام بتعلیم قرآن و معارف الهى در اثر مقام وساطت فیوضات تكوینى الهى ذاتى و از شئون آنست زیرا رسالت كبراى رسول صادع صلّى اللَّه علیه و آله پرتوى از صلاح ذاتى و موهبت وجودى است كه فرمود (لولاك لما خلقت الافلاك). بلكه همه رسولان وسائط فیوضات تكوینى حق سبحانه در نظام جهان بوده‏اند و از جمله لازم این مقام رفیع وساطت فیوضات تكوینى جهانى و در اثر آن نائل بدعوت و تعلیم معارف توحید شده‏اند و هرگز رسول و یا پیامبرى قیام بدعوت جوامع بشرى بتوحید ننموده جز اینكه صالح و شایسته بوده كه وساطت در نظام جهان و در باره فیوضات تكوینى حق سبحانه داشته باشد.
نتیجه آنست كه قیام بدعوت و رسالت و نزول آیات قرآن در اثر وساطت در امور تكوینى نظام جهان و تشریعى و تعلیمى بشرى است. و این مقام رفیع عمومیت دارد و اختصاص به قیام بدعوت جوامع بشرى بتوحید ندارد بلكه توأم با وساطت حقیقى در نظام تكوینى جهانى هستند.
زیرا رسالت و ولایت و قیامت بدعوت جوامع بشرى بتوحید فرع و از لوازم ذاتى مقام ولایت و عصمت الهى است و نظام عالم بر آن استوار میباشد، بر حسب روایت متواتر (لو لا الحجة لساخت الارض باهلها).
خلاصه: مفاد جمله (وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) آنست كه اوصیاء رسول صادع صلّى اللَّه علیه و آله صاحبان قدرت و اراده معنوى و فرمانروائى غیبى هستند و از جمله وسائط فیوضات تكوینى الهى در نظام جهان هستند و در اثر این مقام و نیروى الهى صالح و شایسته آن هستند كه زمان و تصدى امور جوامع بشرى بآنان محول شود.
و از جمله مقامات آنان بر حسب كریمه لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیداً آنست كه هر یك از اوصیاء طاهرین علیهم السّلام شاهد بر اعمال قلبى و خلقى و جوارحى افراد بشر زمان خود خواهند بود و در قیامت قیام بشهادت و تعریف خواهند نمود.
با این بیان استفاده مى‏شود كه مفاد جمله (أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) افرادى مشخص كه حق سبحانه آنان را بسمت ولایت و تصدى و فرمانروائى امور جوامع بشرى معرفى فرموده از نظر صلاح ذاتى هر یك از آنان در اثر موهبت نیروى عصمت و طهارت ذاتى و صدق عملى است زیرا حق سبحانه هر یك از آنان را اولى الامر و زمامدار جوامع بشرى و فرمانروا خوانده و معرفى فرموده و اطاعت از هر یك از آنان را وظیفه عمومى طبقات جامعه اسلامى معرفى فرموده هم چنان كه اطاعت رسول صلّى اللَّه علیه و آله را بر عموم مردم واجب اعلام فرموده است. و هم چنان كه مقام رسول صادع وساطت در امور تكوینى و فرمانروائى و نظام جهانى است و لازم این مقام رفیع وساطت در تعلیم و تربیت جوامع بشرى و رسالت و نزول آیات كریمه قرآنى است.
بهمین قیاس هر یك از اشخاص اولى الامر واسطه در فیوضات تكوینى و نظام جهانى هستند و در اثر این مقام و منصب رفیع تعلیم و تربیت و تصدى مكتب قرآن نیز بهر یك از آنان محول شده است.
از این بیان استفاده مى‏شود كه تفسیر جمله (وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) باندیشمندان و صاحب نفوذ اجتماعى و سیاسى و اهل حل و عقد هر یك از جوامع بشرى بر خلاف صریح كریمه است.
یعنى ساحت كبریائى هرگز از اهل حل و عقد مجهول الحال جوامع بشرى تعبیر باولى الامر نخواهد فرمود.
هم چنان كه كریمه از رسول تعبیر (أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصارِ) فرموده است یعنى زمامداران و فرمانروایان با تدبیر و بصیرت پیامبران را معرفى فرموده است.
از نظر اینكه صاحبان نفوذ اجتماعى و اهل حل و عقد هر یك از جوامع بشرى كه در ادوار تاریخ مجهول الحال و بطور كلى منطبق بر همه طبقات مردم در هر زمان مى‏شود حق سبحانه چگونه آراء و انظار هر یك از آنان را بسائر طبقات مردم تحمیل فرماید.
زیرا بر حسب برهان و مفاد كریمه لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ هرگز حق سبحانه ستمگران و مجهول الحال از مردم را مورد عهد و پیمان خود قرار نمیدهد و آراء و نظریات آنان را بر جامعه بشر تحمیل نخواهد فرمود و غلبه و تسلط ستمگر و مجهول الحال بر عموم مردم قبیح و ظلم است، و حق سبحانه مبرى و منزه از نقص و ستم است.
و از جمله تالى فاسد این نظر كه اولى الامر مراد صاحبان نفوذ و اهل حل و عقد باشد آنست كه مقامات علمى و دینى و اخلاقى از جامعه اسلامى كه بارزترین طبقات جامعه اسلامى هستند و صاحب رأى و نظر و فتوى باشند و رأى آنان نافذ و بر عموم مردم پیروى از فتواى آنان لازم و واجب باشددرخشان پرتوى از چگونه مى‏شود صاحبان مقامات علمى و علماء اعلام از جمله وظیفه آنان پیروى از رئیس جمهور كشور خود باشد با اینكه بسیارى از احكام و قوانین ریاست جمهورى را باطل و بر خلاف نظر و فتواى خود مى‏دانند بلكه مخالف ضروریات احكام اسلامى مى‏دانند.
و نتیجه فاسد قول به اینكه كلمه (أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) مراد اهل حل و عقد بزرگان و اندیشمندان طبقه عالى مردم باشد اساس دین اسلامى بر پایه افكار و اراده و قدرت و فرمانروائى افرادى مجهول الحال بلكه ستمگر در طول تاریخ نهاده شده و علماء دینى كه طبقه بارز از جوامع اسلامى است نتوانند از منكرات نهى نمایند زیرا مورد تصویب صاحبان نظر و اهل حل و عقد قرار گرفته است.
با توجه باینكه جمله (وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) عطف بجمله (وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ) شده آنست كه اطاعت رسول صادع صلّى اللَّه علیه و آله و افرادى كه حق سبحانه آنان را اولى الامر و داراى ولایت و فرمانروائى بطور اطلاق معرفى فرموده یكى است و اطاعت هر دو توأم با یك دیگر و بالاخره اطاعت از ساحت ربوبى است.
با توجه به این قرینه متصله و دلیل قطعى لفظى چگونه تصور میرود كه حق سبحانه افراد مجهول الحال در طول تاریخ جوامع اسلامى را مورد تأیید قرار داده و آراء و نظریات افراد مجهول الحال را بر سایر طبقات اسلامى تحمیل فرمایدو اطاعت از گروه و عناصر مجهول الحال را در طول تاریخ و ازمنه بمنزله اطاعت رسول صلّى اللَّه علیه و آله معرفى و امضاء فرماید.
و نتیجه این نظر و تفسیر مخالف با حقیقت و ضرورت آنست كه نظام عمومى جوامع اسلامى بر آراء و نظریات اهل حل و عقد نهاده شده كه آمیخته با ظلم و ستم و تقویت فتنه و فساد و اعراض عموم مردم از وظایف دینى و اسلامى است و این دلیل قطعى و برهان است كه مراد از جمله (وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ) همانا افرادى مخصوص و صالح و شایسته و داراى مقام ولایت عامه كه مورد موهبت وجودى حق سبحانه باشد كه بطور اطلاق هر یك از آن افراد مخصوص را (أُولِی الْأَمْرِ) یعنى ولى و زمامدار و فرمانرواى جامعه اسلامى معرفى فرموده است و اطاعت از هر یك از آنان را توأم با اطاعت رسول صلّى اللَّه علیه و آله نموده و هم چنان كه در صدر اسلام و هنگام بعثت رسول صلّى اللَّه علیه و آله و تأسیس مكتب قرآن و دعوت جامعه بشر بپیروى از مكتب عالى قرآن با كمال نظم و انتظام و نفوذ احكام الهى در جامعه بشرى جریان داشت.
بهمین قیاس در زمان تصدى و حكومت و زعامت وصى بلا فصل رسول صلّى اللَّه علیه و آله حضرت امیر مؤمنان على بن ابى طالب علیه السّلام احكام اسلامى نافذ و اجراء مى‏شد و از نظر كمال عدل و حكومت عادله حضرتش سبب شد كه گروهى از قاسطان و مارقان قیام بمخالفت با وى نمایند و اختلال نظم و پى در پى جنگهائى و صحنه‏هاى خونین صورت بپذیرد.
و حوادث ناگوار و صحنه‏هاى فتنه و فساد كه قاسطان و مارقان بوجود آوردند سبب شد كه حضرت امام حسن سبط اكبر رسول صلّى اللَّه علیه و آله طریقه مسالمت ظاهرى را اتخاذ نماید و زمینه مساعد شود براى بوجود آمدن صحنه خونین طف كه در جهان بى‏نظیر بوده و خواهد بود.
هم چنین سایر اوصیاء علیهم السّلام طریقه تعلیم و تربیت را اتخاذ فرموده و هر یك در دوره مختلف حیات طیب و طاهر خود دانشگاه‏هائى بوجود آورده و زیاده بر هزاران‏دانشجو مكتب خود را از هر قبیل به اقطار اعزام نمودند و كتابهاى بسیارى از آثار علمى و تفسیرى و سیاسى و اجتماعى و همه فنون در جامعه اسلامى بودیعت نهادند كه زیاده بر احصاء و شماره است.
بدیهى است در اثر اعتزال و انزواء اوصیاء علیهم السّلام از تصدى امور جامعه اسلامى حوادثى رخ داد كه قابل ذكر نیست و منشأ همه فتنه و فسادها همان نداء كه جهان را فرا گرفته تیره و تاریك نمود بجمله (حسبنا كتاب اللَّه) است كه مفاد كتاب آسمانى را بر طبق تمایلات خود تعبیر نمایند. (و الحمد للَّه زنة عرشه)

نویسنده: سید خلیل - شاکری

ارسال كننده: سیدخلیل شاکری(شاکر)

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - تاریخ شمسی نشر 6/5/1389 - به نقل از mobtaker.iranblog.com



دوشنبه 4 بهمن 1389 | نظرات ()


موضوعات

جنگ نرم

مهدویت

مذهبی

پیوندهای روزانه

وبلاگ حاج علی

مطالب اخیر

تغییر وبلاگ

م ن ت ظ ر چیست؟

سیر تاریخی اورشلیم و نامگذاری آن به بیت المقدس و ارض موعود

ثبت لحظه بلعیده شدن ستاره توسط یک سیاهچاله عظیم

علت کاهش تولد ستارگان/ شیرهای گاز ستاره ساز جهان بسته شدند

ناگفته هایی درباره مختار ثقفی

چگونگی تسخیر جهان با یاران كم

چرا حضرت مهدی موعود(ع) مظلوم‌ترین فرد عالم است؟

برگ‏هایى ازتاریخ روم مادر امام زمان علیه السلام

به بهانه برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت های آمریکا(CUPA AMERICA)،/قسمت1

سحر سامری قسمت آخر/فحشا و خون

پاسخ آیت الله جوادی آملی به چهار پرسش درباره امام زمان (عج)

اولین جملات حضرت مهدی (عج) پس از ظهور

کوهی که حضرت سلیمان، جن ها را در آن زندانی می کرد + تصاویر

خدایا، امام زمان(عج) را به آرزوهایش برسان

آرشیو مطالب

آذر 1391

شهریور 1390

مرداد 1390

تیر 1390

خرداد 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

اسفند 1389

بهمن 1389

آذر 1389

آبان 1389

مهر 1389

نویسندگان

anaj

پیوند ها

مکتب الشهدا

گل نرگس

دانشنامه مهدویت

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

لوگوی دوستان