تبلیغات
[cb:جنبش فرهنگی سربازان امام زمان]

جنبش فرهنگی سربازان امام مهدی(عج)

دین در عصر ظهور

هوالذی أرسل رسوله بالهدی و دین‏الحق لیظهره علی‏الدین كلّه ولو كره المشركون‏[توبه / 33]


از موضوعات مهمّی كه همیشه بشر در ارتباط با آن بوده و منشأ بسیاری از تحوّل‏ها قرار گرفته، موضوع دین و اَبعاد آن است. این موضوع، از اَبعاد گوناگونی قابل بررسی است. آن چه در این مختصر به دنبال آن هستیم، بررسی دین و چگونگی آن در عصر ظهور حضرت حجت، عجل الله تعالی فرجه الشریف، است .
یكی از پرسش‏هایی كه همیشه در پیش روی متفكّران است، این است كه:

((آیا درزمان ظهور حضرت، احكام و قوانین جدیدی از سوی آن وجود شریف بیان خواهد شد؟ آیا به جهت حكومت جهانی حضرت، دین، باساز وبرگی جدید و اصولی متناسب با آن زمان و قوانینی جدید  جلوه می‏كند؟))


آیا می‏توان گفت، اكنون احكامی به حسب واقع وجود دارد كه مورد نظر خداوند تبارك و تعالی است و برای رشد و سعادت فرد و جامعه به آن‏ها نیاز است و لكن تا زمان ظهور، به جهت وجود موانعی، به مرحله فعلیّت نرسیده است، امّا با ظهور آن حضرت چنین احكامی از مرحله انشاء خارج شده و لباس فعلیّت می‏پوشد یا این كه چنین چیزی مطرح نیست بلكه آن چه كه در زمان ظهور واقع می‏شود، تنها، تحوّلی عظیم در مرحله اجرای احكام مقدّس اسلام و احیاناً توسعه‏ای در برخی  از احكام محدود است؟


پاسخ به این پرسش مهم، نه تنها آگاهی انسان را نسبت به حقیقت دین در زمان ظهور روشن می‏سازد، بلكه نتایج مهم و چشم‏گیری نسبت به برخورد عالمان و متفكّران با دین، در زمان قبل از ظهور دارد. در اینجا به برخی از آن‏ها اشاره می‏شود:


الف: از مجموع مطالبی‏كه دراین بحث به میان خواهد آمد، روشن می‏شود كه در زمان ظهور حضرت حجت،  عجّل الله فرجه الشریف، آن چه محور حكومت آن حضرت است دین است، این مطلب، ما را به این نتیجه روشن رهنمون می‏سازد كه، دین، نه تنها صلاحیّت برای حكومت دارد، بلكه تنها حكومتی كه می‏تواند جامعه بشری را از هر گونه ظلم و بی عدالتی و فساد و تباهی و یأس و ناامیدی نجات دهد، حكومت دینی است.

 

هرگز نباید تصوّر كرد كه در زمان ظهور، حكومت، به دست یك نیروی خارج از دین اجرا خواهد شد، بلكه دین با همه  احكام و قوانین تضمین كننده سعادت بشریّت در ختم عالم خواهد بود. البته نمی‏توان منكر این مطلب گردید كه با حضور مستقیم معصوم‏(ع) ضمانت اجرایی دین افزایش خواهد یافت و چه بسا تفاوت بسیاری با غیر آن دارد. امّا این بدان معنا نیست كه معصوم‏(ع)به دین و قوانین آن قابلیّت اجرا را اعطا می‏كند.


نتیجه واضح و روشن این مطلب، آن است، كه كسانی كه در عصر حاضر، منكر عنصری به نام حكومت برای دین هستند و دین را محدود به امور شخصی و فردی می‏دانند یا باید حكومت جهانی حضرت ولی عصر، عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، را منكر شوند و یا اینكه معتقد شوند كه در آن زمان، غیر از دین، امر دیگری در حكومت دخالت خواهد داشت. طبیعی است كه روشنفكر متدیّن، به هیچ كدام یك از این ها نمی‏تواند ملتزم شود به عبارت دیگر، اگر دین، صلاحیّت برای حكومت نداشته باشد، در هیچ زمانی حتّی در زمان ظهور نیز صلاحیّت حكومت ندارد و اگر دین با قابلیّت ذاتی خود و ویژگی های خاصّ خود، بتواند حكومت كند در هر زمانی، حتی در غیر عصر ظهور نیز - هر چند به صورت محدود - می‏تواند حكومت كند.


ب: ظهور حضرت حجّت أرواحنا فداه، كشف از ظهور یك واقعیت و یك حق واحد دارد. آن چه مقصود اصلی خداوند تبارك و تعالی برای بشریّت بوده. و هست، حتماً یكی است و نمی‏توان ملتزم به كثرتِ حق و تكثُّر واقع شد. ((إنَّ الدین عندالله الإسلام))(1) به عبارت دیگر كسانی كه معتقد به تكثّر گرایی در دین هستند، نمی‏توانند حكومت آخرالزمان را از نظر اعتقادی بپذیرند؛ چرا كه آن حكومت، بر یك پایه و اساس استوار خواهد بود و آن، اسلام واقعی و حقیقی است و بقیّه ادیان و مذاهب، در آن حكومت صحیح، نقش نخواهند داشت.
با تتبّع ناقصی كه صورت گرفت، متأسّفانه تاكنون محققان به این موضوع نپرداخته‏اند و این موضوع از عناوینی است كه به صورت عمیق و دقیق، اَبعاد آن روشن نگشته و واضح است كه در این نوشتار نیز نمی‏توانیم به صورت جامع به آن بپردازیم، امّا خواهیم كوشید تا برخی از نكات و نقاط مبهم آن را اجمالاً روشن كنیم ان شاء الله.
برای پاسخ به پرسش‏هایی كه در آغاز این نوشتار آمد، مطالبی را باید یادآور شویم. 

 یكم
 :
با مرور زمان و تكامل علم و پیشرفت صنعت و فن آوری، نیاز بشر به دین كم نمی‏شود، بلكه این نیاز، به موازات تكامل علم و دانش، هر روز افزون‏تر می‏گردد. این چنین نیست كه بپنداریم عقل بشری، به تنهایی بتواند همه احتیاجات بشر، حتّی نیازهای مادّی او را برطرف كند. برای اثبات این مطلب، می‏توان دلایل متعدّدی را اقامه كرد، یكی از آن‏ها همین رشد عقلی بشر است.

وقتی انسان دارای رشد عقلانی شد، ناخواسته، توجّه او به یك امور جدیدی معطوف می‏گردد كه برای حل آن امور، هیچ راهی جز دین و پاسخگویی دینی نیست. هر مقدار دامنه فكر و تعقّل توسعه پیدا كند، دامنه شبهات و پرسش‏ها، بیشتر می‏گردد و در این‏ها، نه خود عقل قادر به پاسخگویی است و نه علم توان برخورد با آن را دارد.


بررسی تاریخی، ما را به این امر رهنمون می‏سازد كه در قدیم، پرسش‏های كلامی، به مراتب از شبهات امروزه، كم‏تر وضعیف‏تر بوده است. هر چه بشر، پیشرفت می‏كند سؤالات كلامی و اعتقادی او بیش‏تر می‏شود. از اموری كه در توسعه علوم دخالت دارد، خصوصاً در علوم انسانی، توسعه تفّكر و اندیشه و تعقّل انسان است.

بنابراین یك ملازمه عادی و روشن بین رشد عقلانی و به وجود آمدن ابهامات و اشكالات وسیع و اساسی وجود دارد. به عبارت دیگر، هر مقدار كه تعقّل بشری، بسیط باشد، احتیاجات و نیازهای او هم بسیط خواهد بود و هر مقدار تعقل و تفكّر بشری، توسعه و دامنه پیدا كند، احتیاجات او نیز بیش‏تر خواهد شد. و از طرفی روشن است كه خود عقل، در رفع و حلِّ این احتیاجات، به تنهایی قادر نیست و آن‏چه كه می‏تواند مشكلات و احتیاجات را برطرف سازد، باید نیرویی مافوق عقل و وسیع‏تر از آن باشد. آن نیرو، جز دین نمی‏تواند باشد.

بررسی اجمالی تاریخ ادیان نشان می‏دهد كه در هر زمانی، دین، متناسب با رشد و آگاهی مردم آن زمان، وجود داشته است و از طرفی درهیچ دوره متاخّری، دین، به صورت ضعیف تر و یا ناقص تر از دوره قبلی نبوده است. تكامل بشری در هر دوره تاریخ، همراه با تكامل ادیان بوده است، به طوری كه به اعتقاد ما، آخرین دین و كامل‏ترین دین، یعنی اسلام، برای مرحله‏ای از تاریخ‏بشری آمده كه رشدبشر به مرحله عالی خود رسیده است.


از آن‏جا كه دین، ترسیم كننده سیر تكاملی بشر است و هدف و غایت را در همه ادوار به بشر نشان داده است و در هر زمانی، بشرِ دارایِ افكار متناسب با آن دوره را به هدف اصلی رهنمون ساخته است و نیز، دین تنظیم كننده جمیع رفتار فردی و اجتماعی و حكومتی است، روشن می‏شود كه بشر، بدون دین، هرگز نمی‏تواند برنامه‏ای را، حتّی در زندگی فردی بدون كمك دین، سامان دهد. فرد و جامعه، نمی‏توانند با نیروی عقلی كه از درك بسیاری از حقایق عاجز است و توانایی درك بسیاری از ملاكات را ندارد، برنامه‏ای را برای خود ترسیم، و ارتباطات خویش را بر اساس آن تنظیم كند.
همان دلیلی كه اصل احتیاج بشر به دین را اثبات می‏كند، می‏تواند این مطلب را نیز روشن كند كه با افزونی احتیاجات بشر و با رشد تكاملی او، نیاز او به دین  بیش‏تر می‏گردد.

 

 

دوم :
دین و مفاهیم اساسی آن، متأسفانه، از سوی برخی از روشنفكران، دست خوش تعابیر انسانی گردیده است. كسانی كه مفاهیم عالی در ادبیاتِ دین، مانند ((خاتمیّت)) را به معنای ((سرآمدن دوران كودكی بشر)) قرار داده‏اند و ((بشر را قافله سالار خود در همه ابعاد هدایت و سعادت می‏دانند))، نمی‏توانند از حضور دین در هیچ عصری بعد از بعثت سخن به میان آورند بنابراین، مقصود ما از مفهوم دین، آن گوهر اصلی و قدسی است كه از یك منبع غیبی در اختیار بشر قرار داده و در هر زمانی باید حافظی امین و معصوم داشته باشد و بدون هر گونه زنگ و زنگار باشد. 

 

 

سوم :
در جای خود ثابت و روشن است كه عقل، قدرت و احاطه بر ملاكات جمیع اَفعال و امور را ندارد و تشخیص او در حدِّ بسیار محدودی است. این امر، با توجّه به این نكته روشن‏تر می‏گردد كه اساساً، شناختِ هیچ حقیقت و واقعیّتی به آن نحو كه شاید و باید است، برای عقل میسور نیست تا جایی كه منطقیان نسبت به فصلِ اشیاء - كه حقیقت هر نوعی را تشكیل می‏دهد - فصل مشهوری را ذكر كرده‏اند كه از آثار و لوازمِ فصل حقیقی است و لذا در برخی از موارد، به جای یك فصل، دو فصل برای یك نوع ذكر كرده‏اند، در حالی‏كه اشیاء، بیش از یك فصل حقیقی ندارند. از این رهگذر، ما به خوبی می‏توانیم بگوییم عقل، تنها، قدرت درك برخی از خواص و آثار افعال و اشیاء را دارد، آن هم به صورت محدود و ضعیف از این رو، بشر، نمی‏تواند تنها به عقل خودتكیه كند، بلكه او باید به سمت چیزی برود كه تمام ملاك‏ها را درك كند و مطابق آن‏ها، انسان‏ها را هدایت كند.

 

 

چهارم :
برای دین، دو مرحله وجود دارد: یكی، مرحله بیان و تبلیغ و دیگری، مرحله اجرا است ما معتقدیم كه اكمال و اِتمام دین از نظر بیان و تبلیغ با بعثت مقدَّس پیامبر(ص) شكل گرفت و مرحله اجرای كامل، با ظهور حضرت حجت - عجل الله تعالی فرجه الشریف - انجام خواهد گرفت.

به عبارت دیگر از یك طرف می‏دانیم كه اگر دین كامل، اجرای كاملی را در پیش نداشته باشد، چه بسا بیان برخی از قوانین و احكام آنكه در هیچ زمانی به مرحله اجراء نرسد، لغو باشد. بنابراین، لازم است برای دین كامل، مرحله اجرای كامل نیز باشد در زمان بعثت پیامبر (ص) شرایط برای اجرای كامل آن هم به نحو جهانی و برای جمیع بشریّت مهیّا بوده است و از طرف دیگر آگاهیم كه، پس باید زمانی برسد كه دین، در سطح جهانی، اجرا شود و این، جز با ظهور حضرت حجّت - عجل الله تعالی فرجه الشریف - میسّر نمی‏شود.


در پرتو این مطالب، به راحتی می‏توان مقصود از روایاتی كه می‏گوید:((إنَّ الله یبعث لهذه الأمة فی رأس كل مئة سنة مَنْ یجدّد لها دینها))(2) را دریافت. 
معنای این مطلب، آن است  كه بشر، در اثر نیاز به دین و ارتباط وثیق و محكمی كه با آن دارد، ممكن است دینداری او به زیاده و نقصانی آمیخته شود و چون بشر، صاحب دین نیست و آشنایی كامل با دین ندارد لازم است مجدّدی  قیام كند و دین را از افكار بشری غیر صحیح غبارروبی كند.
پس از بیان این مطالب، اكنون لازم است به بررسی روایاتی كه در مورد چگونگی دین در زمان ظهور وارد شده، بپردازیم و از تعبیراتی كه در آن ها به كار رفته است، نما و چهره‏ای از دین را در آن زمان ترسیم كنیم.
روایات از نظر تعبیر، متعدد است. برخی از روایت‏ها می‏گوید:

1. 
دعوت مردم به امر جدید
((إنَّ قائمنا إذا قام دعا الناس إلی أمرٍ جدیدٍ كما دعا رسول الله‏(ص) و إنَّ إلاسلام بدأ غریباً و سیعود غریباً كما بدأ فطوبی للغرباء))؛(3)
((هنگامی كه قائم ما قیام كند، مردم را به امر جدیدی دعوت می‏كند، همان‏گونه كه پیامبر مردم را به اصل دین اسلام دعوت كرد. و اسلام، شروع آن، با غربت و در آخر نیز گرفتار غربت خواهد شد و خوشا به حال غریبان!))


آن‏چه از این روایت استفاده می‏شود، آن است كه حضرت، مردم را به یك امر جدیدی فرا می‏خواند. باید دید مراد از این امر جدید چیست؟ آیا با قیام حضرت، قوانین و مقرّرات و در یك كلمه، دینی جدید آورده خواهد شد یا این‏كه دینی جدید در كار نیست، بلكه احیای همان قوانین پیامبر9 و همان دستورهایی است كه در قرآن و سنت رسول آمده؟ از این بیان كه، اسلام، در آخر نیز گرفتار غربت می‏شود، به خوبی می‏توان استفاده كرد كه همان قوانین گذشته كه دچار فراموشی یا تحریف شده است با قیام آن حضرت، احیاء خواهد شد.به طوری كه دعوت آن حضرت به احكام و قوانین صحیح دینی، در نظر مردم، جدید و تازه جلوه می‏كند؛ یعنی خود احكام جدید نیست بلكه در نظر مردم جدید خواهد بود.

2 - 
اسلام جدید و انهدام آن‏چه كه قبل از آن بوده است
((یهدم ما قبله كما صنع رسول الله‏6 و یستأنف الإسلام جدیداً))(4)؛
((گذشته را ویران می‏سازد همانطوری كه پیامبر چنین نمود و اسلام را از نو آغاز می‏كند)).
در این دسته از روایات، دو نكته وجود دارد: یكی آنكه با قیام آن حضرت، آن چه كه قبل از او بوده است، منهدم می‏شود؛ یعنی، بدعت‏ها و تحریفهایی كه واقع شده است، به طور كلّی از بین خواهد رفت.


دیگر آنكه اسلام، به صورت جدید ظهور خواهد كرد. باید دید كلمه ((جدیداً)) آیا وصف ((اسلام)) است یا این‏كه وصف ((استیناف)) است؟(5) ظاهر این تعبیر، آن نیست كه یك اسلام جدید با مقرّراتی جدید كه تاكنون در قرآن و سنّت پیامبر(ص) ذكر نشده است، آورده می‏شود، بلكه شروع اسلام، به صورت مجدد خواهد بود. به تعبیر دیگر، اسلام، تولّدی دیگر خواهد یافت و  از نو به میدان عمل خواهد آمد و قوانین روشن و بسیار محكم و استوار آنكه به بوته فراموشی سپرده شده و یا گرفتار تحریف‏ها و تحلیل های غلط گردیده بود و یا موانعی در اجرای كامل آن‏ها بوده است، با ظهور آن حضرت به میدان عمل خواهد آمد و همه آن ها اجرا  خواهد گشت.

3- 
استقبال به عدل
قلتُ: ((و ما كانت سیرة رسول الله؟)) قال: ((أبطل ما كان فی الجاهلیّة و استقبل الناس بالعدل و كذلك القائم‏(ع) إذا قام یبطل ما كان فی الهدنة مما كان فی أیدی الناس و یستقبل بهم العدل.))؛(6)
((همان طوری كه پیامبر اكرم (ص) بعد از بعثت؛ مردم را به سوی قسط و عدل فرا خواند و همه بی عدالتی های جاهلیّت را از بین برد، حضرت قائم   (ع) نیز به همین سیره عمل می‏كند و آن چه را كه در زمان گذشته در دست مردم بوده است، از بین می‏برد و عدل را برای آنان به ارمغان می‏آورد)).


نكته حائز اهمیّت آن است كه پیامبر اكرم (ص)با آنكه پیامبر همه عالمیان بود و همه، مورد خطاب او بودند، امّا در محدوده جزیرة العرب، فریاد عدالت خواهی را سر داد و در تمام دنیا موفّق به اجرای اسلام نشد، ولی خاتم اوصیای او، فریاد عدالت را درسراسر گیتی گسترش خواهد داد و منطقه‏ای نخواهد ماند كه دعوت آن حضرت به عدل و قسط به آن‏جا نرسد.

4 - 
تعلیم قرآن طبق آن چه كه خداوند نازل فرموده است
((إذا قام قائم آل محمد(ص) ضرب فساطیط لِمَنْ یُعَلّم الناس القران علی ما أنزل الله جل جلاله؛))(7)
((در زمانی كه قائم آل محمد(ع) قیام كند خیمه‏هایی بر پا كرده تا به مردم قرآن را آنگونه كه خدای پاك ساحت نازل فرموده تعلیم كند)).


یكی از ویژگی‏های حكومت حضرت، تعلیم قرآن است طبق آن چه كه مقصود خداوند از آیات شریف است. می‏توان گفت، یكی از اسبابی كه جامعه مسلمانان و محافل علمی آنان را دچار ركود و توقّف كرده است، اعتنا نكردن به قرآن است، علاوه بر آنكه نسبت به برخی از آیات شریفه، توان فهم كامل ومراد اصلی آن را ندارند این، یكی از آثار محرومیّت از حضور آن حضرت است. در زمان ما، مشاهده می‏شود، صاحبان افكار و اندیشه‏های متضارب، 
به برخی از آیات شریفه استدلال می‏كنند. از بركات ظهور، آن حضرت تعلیم قرآن طبق مقصود اصلی خداوند است.


نكته قابل توجّه، آن است كه نباید توهّم شود كه ظاهر این روایات، با حجیّت قرآن در زمان ما، یعنی قبل از ظهور، منافات دارد. قطعاً، قرآن برای تمام اعصار و تمام مردم حجیّت دارد و درهر زمانی باید به آن عمل شود، لكن آن چه از این گونه روایات استفاده می‏شود، آن است كه در زمان ظهور، تمام جزئیات و خصوصیات آیات ازسوی آن حضرت برای مردم روشن می‏شود، و تعلیم قرآن، به نحو جامع و كامل، در آن زمان خواهد بود

5 - 
عمل به كتاب خدا:
((إنَّ الدنیا لا تذهب حتی یبعث الله عزّ و جلّ رجلاً منّا أهل البیت یعمل بكتاب الله لا یری فیكم منكراً إلا أنكره))؛(8)
((دنیا پایان نمی‏یابد تا خدای والا و شكوه‏مند مردی از ما اهل بیت را برانگیزد و به كتاب خدا عمل كند، زشتی در شما نبیند مگر اینكه از آن نهی كند)).
از خصوصیات دیگر درزمان ظهور، عمل به كتاب خدا است. قرآن، بعد از آنكه در طی زمان‏های متمادی و قرون متوالی، مهجور واقع شده است و به دستورها و احكام آن عمل نمی‏گردیده با ظهور آن حضرت، غبار بی اعتنایی از این كتاب شریف زدوده خواهد شد و معیار عمل تمام انسان‏ها خواهد بود. البته، روشن است كه مقصود از عمل به قرآن، عمل به همه احكام و قوانین آن در جمیع اَبعاد است و این منافات ندارد كه قبل از ظهور آن حضرت، اجمالاً به قرآن عمل شود.


نكته قابل دقت، آن است كه از چنین تعبیراتی استفاده می‏كنیم كه تنها فردی كه قادر بر فهم كتاب خدا و عمل دقیق به آن است، معصوم (ع) است و باید مردی از اهل بیت پیامبر (ص) حكومت را در اختیار گیرد و به نحو كامل به قرآن عمل كند و از این جهت است كه حكومت‏های قبل از آن حضرت، هرگزنمی توانند به كتاب خدا، به نحو كامل عمل كنند و حكومتی كه قبل از آن حضرت تشكیل شود، و چنین ادعایی را بكند مردود است . البته روشن است كه این مطلب مانع از لزوم تشكیل حكومت اسلامی قبل از ظهور آن حضرت نیست. 


6- 
تكامل عقول بشری
((إذا قام قائمنا وضع اللهُ یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به أحلامهم))(9)
((وقتی كه قائم ما قیام كند خدا دستش را بر سر بندگان می‏گذارد تا عقل هایشان را جامع (و در بردارنده همه چیز) گرداند و افكار (و آرزوها)شان جامه كمال پوشد)).


با قیام قائم آل محمد(ص) عقول بشری به عنایت خاص خداوند، كامل گردیده و این امر، زمینه پذیرش دین و عمل به قوانین آن را فراهم می‏سازد. همان طوری كه ذكر كردیم، به نظر ما، هر چه علم و عقل بشری تكامل پیدا كند، نیاز بشر به دین، از یك طرف، و نیز پذیرش و تسلیم او نسبت به قوانین و احكام دین، از طرف دیگر، بیش‏تر می‏شود و میان این دو امر، ملازمه روشنی وجود دارد.


هر چه جامعه، از حیث علم و عقل، در سطح بالاتری قرار گیرد، حضور قوانین سازنده و بسیار متعالی در آن، امكان بیش‏تری خواهد داشت و هر چه جامعه از جهت دانایی و اداراك، در مرحله پایینی باشد، روشن است كه نمی‏توان همه قوانین حیات بخش دین را به آن عرضه كرد. همین مطلب، یكی از اسباب مهم تدریجی بودن بعثت انبیاء سلف است از این تعبیر استفاده می‏كنیم كه ظهور آن حضرت، زمینه‏ساز عنایت خاص و بزرگ خداوند به همه افراد بشر است و جامعه بشری از نظر رشد عقلی و درك حقایق، به درجه بالایی خواهد رسید كه سنخیّت با  حكومت جهانی و عدالت گستر آن حضرت در همه ابعاد پیدا می‏كند. یعنی، همین جهت كه بشریّت صلاحیّت و ظرفیّت درك معارف والای دینی را داشته باشد، از عنایات خاص خداوند است.

 


7- 
عمومیت و گستردگی دین در زمان آن حضرت
((و لاتبقی فی الارض بقعة عبد فیها غیرالله عزّوجلّ الا عبدالله فیها و یكون الدین لله و لو كره المشركون))(10)
((قطعه زمینی در زمین كه غیر خدای والا و شكوه‏مند در آن پرستش شده نیست مگر اینكه خدا در آن پرستش شود و دین برای خدا باشد هر چند برای مشركان ناخوشایند باشد)).
از امور بسیار مهم و قابل توجّه، آن است كه با ظهور آن حضرت، دین اسلام، همه عالم را فرا خواهد گرفت و بر طبق برخی از روایات، با ظهور حضرت قائم‏(ع)، مكانی باقی نمی‏ماند، مگر آنكه در آن مكان، شهادت به توحید و به رسالت پیامبر9 داده خواهد شد.
در رابطه با این تعبیر باید نكاتی مورد توجه قرار گیرد

نكته یكم
 :


آیا درزمان ظهور حضرت، اسلام، برای همه مردم اجباری خواهد شد وهیچ انسانی نمی‏تواند دارای مذهب دیگری باشد یا اینكه در آن زمان، از نظر گزینش دین، و اختیار مذهب، همه مردم آزاد هستند و هر كسی می‏تواند به میل و اختیار خود مذهبی را اختیار كند؟ دراین رابطه، روایات مختلفی وجود دارد كه لازم است در محلّ خود، به طور گسترده، از نظر سند و دلالت به آن‏ها پرداخته شود،لكن به صورت اجمال، از برخی روایات استفاده می‏شود كه كسی كه در زمان آن حضرت اسلام نیاورد، مجازات خواهد شد و در برخی دیگر از روایات آمده است:

((لم یبق أهل دین حتّی یظهروا الاسلام و یعترفوا بالایمان.))؛(11) ((اهل هیچ دین و مذهبی بر مسلك و عقیده خود باقی نخواهند ماند، مگر اینكه اعتراف به ایمان كند و اسلام خود را اظهار سازند)). در همین زمینه، روایتی از حضرت امیرالمؤمنین‏(ع)در ذیل آیه شریف ((هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهرَه علی الدین كلّه و لو كره المشركون))(12) وارد شده است كه حضرت از مردم سؤال فرمودند:


أظهر ذلك بعد كلاّ والذی نفسی بیده! حتّی لا یبقی قریة إلاّ و نودی فیها بشهادة أن لا إله إلا الله و ان محمّداً رسول اللّه بكرةً و عشیّاً(13)
حضرت خطاب به مردم فرمود: ((آیا دراین زمان، خداوند، دین را برای همه مردم و جهانیان اظهار فرموده است؟)) و خود ایشان پاسخ فرمود: ((هرگز؛ قسم به آنكه جان من در دست او است (تحقّق عینی این آیه شریفه، در زمانِ قیام قائم ما است) تا هیچ قریه‏ای باقی نماند مگر آنكه شهادت بر توحید، و نبوّت صبح و شب، در آن سر داده شود)).


از اصل آیه شریفه استفاده می‏شود كه مسأله خاتمیّت پیامبر(ص) با خاتمیت وصایت گره خورده است، یعنی، با امامت ائمه معصوم: و درنهایت، با ظهور آخرین وصیّ، خاتمیّت پیامبر(ص) به بروز نهایی خواهد رسید. ازاین رو، بطلان  این نظر كه از سوی برخی از روشنفكران ابراز می‏شود كه ((خاتمیّت پیامبر، به این معنا است كه بعد از وی، بشر، با عقل خود می‏تواند راه خودرا طی كند و دیگر نیازی به غیر ندارد)) روشن می‏شود. از این آیه شریف، به خوبی استفاده می‏شود كه خاتمیّت پیامبر به خاتمیّت وصیّ نیاز دارد و اگر خاتم الأولیاء نباشد، دین، به معنای كامل و نهایی خود نمی‏تواند بر همه مردم و عقول عرضه شود.از این رو، در برخی از روایات از پیامبر اكرم (ص) رسیده است كه حضرت فرموده‏اند:

((مهدی این امّت از ما است و خداوند، در آخرالزمان دین را به دست او بر پا می‏دارد همان طوری كه من در اوّل الزمان دین را بر پا داشتم)).(14)


با قطع نظر از این نكته، از آیه شریف، به ضمیمه روایاتی كه در ذیل آن وارد شده است، استفاده می‏شود كه دین اسلام، با ظهور آن حضرت جهانی خواهد شد از طرف دیگر، طبق برخی از روایات، پیروان مذاهب مختلف، مانند یهودیّت و مسیحیّت، در زمان حكومت آن حضرت، جزیه پرداخت می‏كنند.(15) بنابراین باید دید جمع میان این دو دسته از روایات چگونه است؟
در این زمینه، راه‏های متعدّدی برای جمع می‏توانیم بیان كنیم:
راه یكم -  بگوییم دسته یكم دلالت بر غلبه دین اسلام بر سایر ادیان دارد. به این معنا كه درآن زمان، دین غالب مردم روی زمین، دین اسلام خواهد بود و در همه نقاط و مناطق و اماكن، شهادت بر توحید و رسالت حضرت ختمی مرتبت خواهد بود، امّا این منافات ندارد كه دربرخی از نقاط، عدّه محدودی، به همان دین خود باقی بمانند و جزیه پرداخت كنند.


راه دوم - دسته یكم از روایات را بر این معنی حمل كنیم كه در زمان ظهور آن حضرت، هیچ كسی كه عنوان شرك را داشته باشد، نخواهد بود. اما پیروان مذاهب دیگر، اگر بر مذهب واقعی خود، بخواهند می‏توانند باقی بمانند. البته می‏توان گفت، همان گونه كه در زمان ظهور حضرت، قرآن بر، طبق آن‏چه كه واقعاً بر پیامبر (ص) نازل گردیده، به مرحله، بروز و عمل می‏رسد، در آن زمان نیز كتب آسمانی دیگر، به صورت غیر محرَّف، خواهد بود و تورات واقعی و انجیل واقعی عرضه خواهد شد. در برخی از روایات - آمده است (دركتاب عقدالدرر، باب سوم، ص 40 و 41) كه حضرت مهدی را از آن رو ((مهدیّ)) می‏گویند كه مردم را برای استخراج كتاب نورانی به كوه‏های شام هدایت می‏كند و با تورات واقعی بر یهود احتجاج می‏كند و جماعتی و یا كثیری از آنان، اسلام می‏آورند.


بازگشت حضرت عیسی‏(ع) نیز می‏تواند دلیلی بر این ادعا باشد.
راه سوم: - ممكن است روایاتی كه می‏گوید: ((اگر كسی اسلام نیاورد، گردن زده می‏شود)) بر این معنا حمل شود كه كسانی كه به حقانیّت اسلام علم پیدا كنند، اما از روی عناد و لجاجت نپذیرند، دچار چنین عقوبتی شوند، بنابر این منافات ندارد كه عدّه‏ای از یهود و نصاری كه عناد و لجاجت ندارند، بر مسلك خود باقی بمانند.
این‏ها، سه طریق برای جمع میان این دو دسته روایات است كه بر فرض صحت سند هر دو، می‏توان به یكی از این‏ها ملتزم شد و لو اینكه در نهایت، نمی‏توان اذعان به عرفی بودن همه این طرق كرد.


نكته دوم

قبلاً گفتیم، حضرت، یك دین جدیدی كه از نظر ماهیّت و واقعیّت، با دین فعلی مختلف باشد، نخواهد آورد و همین دین كه ما را به مسأله ظهور و آماده شدن برای ظهور ترغیب می‏كند، در آن زمان هم اساس اعتقادی مردم و دین آنان است، امّا ممكن است برخی از احكامی كه تاكنون بیان نشده، در آن زمان بیان شود. از برخی از تعابیر؛ مانند: ((إنَّ الله سكت عن أشیاء لم یسكت عنها نسیاناً))(16) شاید بتوان همین معنا را استفاده كرد. البته، این احتمال وجود دارد كه مدلول این روایت، سكوت دائمی و همیشگی باشد؛ یعنی، خداوند ممكن است در هیچ زمانی آن‏ها را بیان نفرماید.


از تتبع در مجموع روایات استفاده می‏كنیم كه در زمان ظهور حضرت اولاً، نحوه اجرای برخی از احكام تغییر خواهد كرد. در برخی از روایات وارد شده است كه هر كسی كه گنجی دارد، از سوی آن حضرت، گنج او حرام می‏شود. امام صادق‏(ع) فرموده است: ((بر شیعیان ما انفاق به معروف و به مقداری كه مناسب است، مشروع شده است، اما هنگامی كه قائم آل محمد(ص) ظهور فرماید، هر گنجی را بر صاحب آن حرام می‏كند تا اینكه صاحب آن، گنج را بیاورد و حضرت به وسیله آن، بر دشمنان خودش پیروز گردد.(17)


نكته حایز اهمیّت، آن است كه در دنباله روایت، حضرت فرموده‏اند، این مطلب، معنای این آیه شریف است كه خداوند فرموده:((الذین یكنزون الذهب والفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشّرهم بعذاب الیم؛(18) كسانی كه طلا و نقره را گنجینه قرار می‏دهند و آن را در راه خدا خرج نمی‏كنند پس آنان را به عذاب دردناك مژده بخش)).


باید توجّه داشت بر طبق چنین احادیثی می‏توان گفت، اساساً، بطون و تأویل اصلی برخی از آیات شریف در زمان ظهور حضرت روشن می‏شود و نمی‏توان گفت در زمان قبل از ظهور، كسانی كه گنج دارند، مشمول این آیه شریف هستند، یعنی، نمی‏توان گفت، كسانی كه در این زمان، زكات و انفاق خود را به طور صحیح انجام می‏دهند و دارای گنج نیز هستند، این گنج، بر آنان حرام است. بنابراین، تا زمان ظهور، انفاق به معروف لازم است و در زمان ظهور، به نحو دیگری خواهد بود.


نمونه دیگر اینكه: در زمان ظهور، مانع الزكاة بر او حدّ جاری می‏گردد؛(19) یعنی، این عقوبت، اختصاص به آن زمان دارد و در زمان غیبت وجود ندارد.
ثانیاً، برخی از احكام، در آن زمان، منسوخ می‏شوند. مثلاً تقیّه كه در زمان ائمه معصوم: بوده است و در زمان غیبت نیز دوام دارد، بر طبق برخی از روایات، در زمان ظهور حضرت، مشروعیّت خود را از دست می‏دهد و نه امام(ع) به تقیّه عمل خواهند كرد و نه مردم.(20) ظاهر روایات، اطلاق دارد؛ یعنی، هیچ كدام از اقسام تقیّه از قبیل مداراتی، خوفی و كتمانی در آن زمان مشروعیّت ندارد علّت این امر، آن است كه در آن زمان، احكام، به صورت واقعی ظهور خواهد داشت و لازم است احكام واقعی اجرا گردد و از طرفی مشروعیت تقیّه، جهت حفظ عقائد صحیح و پیروان آن است.


از مجموع تعابیری كه در روایات در مورد كیفیّت دین درعصر ظهور وارد شده، استفاده می‏كنیم كه درآن زمان، دین، با همه اَبعاد، به مرحله اجرا در خواهد آمد و سعادت بشری در پرتو آن، تحقّق خواهد یافت و هیچ گونه محدودیّتی در بیان و اجرای احكام وجود ندارد و هر آن چه به عنوان مانع تصوّر شود، از بین خواهد رفت.



سه شنبه 24 خرداد 1390 | نظرات ()


موضوعات

جنگ نرم

مهدویت

مذهبی

پیوندهای روزانه

وبلاگ حاج علی

مطالب اخیر

تغییر وبلاگ

م ن ت ظ ر چیست؟

سیر تاریخی اورشلیم و نامگذاری آن به بیت المقدس و ارض موعود

ثبت لحظه بلعیده شدن ستاره توسط یک سیاهچاله عظیم

علت کاهش تولد ستارگان/ شیرهای گاز ستاره ساز جهان بسته شدند

ناگفته هایی درباره مختار ثقفی

چگونگی تسخیر جهان با یاران كم

چرا حضرت مهدی موعود(ع) مظلوم‌ترین فرد عالم است؟

برگ‏هایى ازتاریخ روم مادر امام زمان علیه السلام

به بهانه برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت های آمریکا(CUPA AMERICA)،/قسمت1

سحر سامری قسمت آخر/فحشا و خون

پاسخ آیت الله جوادی آملی به چهار پرسش درباره امام زمان (عج)

اولین جملات حضرت مهدی (عج) پس از ظهور

کوهی که حضرت سلیمان، جن ها را در آن زندانی می کرد + تصاویر

خدایا، امام زمان(عج) را به آرزوهایش برسان

آرشیو مطالب

آذر 1391

شهریور 1390

مرداد 1390

تیر 1390

خرداد 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

اسفند 1389

بهمن 1389

آذر 1389

آبان 1389

مهر 1389

نویسندگان

anaj

پیوند ها

مکتب الشهدا

گل نرگس

دانشنامه مهدویت

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

لوگوی دوستان