تبلیغات
[cb:جنبش فرهنگی سربازان امام زمان]

جنبش فرهنگی سربازان امام مهدی(عج)

به بهانه برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت های آمریکا(CUPA AMERICA)،/قسمت1

 

 

 

حكومت آرژانتین از زبان ژنرال «مرلو» مسئول اجرایی جام جهانی آرژانتین، طی یك مصاحبة مطبوعاتی اعلام كرد:«جام جهانی به بهترین شكل ممكن برگزار خواهد شد. این یك تصمیم سیاسی برگشت‌ناپذیر است. هفتصد میلیون دلار خرج می‌كنیم تا به وسیلة فوتبال تصویر حقیقی كشور خود را به جهانیان عرضه كنیم. یك تصویر متفاوت...» و مجلة «لااوپینیون» در سر مقالة خود نوشت: «البته كه مسابقات جام جهانی فوتبال یك رویداد سیاسی است و اهداف سیاسی را تعقیب می‌كند.»

امریكای لاتین و ورزش مدرن


كشورهای امریكای لاتین، علی‌رغم تاریخ و فرهنگشان، امروزه به عنوان درمانده‌ترین و عقب‌مانده‌ترین كشورهای جهان به شمار می‌روند. مجموعه‌ای از كشورهای بزرگ و كوچك كه طی ششصد سال اخیر هیچ‌گاه مجال عرض اندام نیافته‌اند. به همان سان كه ماشین‌های مكندة منابع زیرزمینی و معادن سرشارش هیچ‌گاه خاموش نشده‌ و همواره ثروت‌های سرشار آنان را به خزانة دول استعماری سرازیر كرده‌اند.

آن‌ گاه كه زور سرنیزه‌های سربازان انگلیسی و فرانسوی و امریكایی توان فراگیر خود را برای رام كردن ساكنان این سرزمین بزرگ از دست داد، «فوتبال» پای در میان نهاد تا به عنوان سلاحی كارآمد از طریق استحمار مردم این دیار، راه خروج منابع غنی امریكای لاتین و سرازیر شدن آن را به صندوق‌های گشاد و عریض و طویل دول استعماری هموار سازد.
حضور استعمار در میان كشورهای آسیایی و آفریقایی، حضور اربابی مطلق‌العنان بود. همراه با قراردادی یك‌طرفه؛ كه در آن حق بهره‌برداری و بهره‌كشی بی‌قید و شرط با دست‌نشاندگان و مأموران دول استعماری بود. اگر در سرزمین‌های اسلامی، اختلافات مذهبی و قومی می‌توانست امكان حضور دولت‌های انگلیس و فرانسه را فراهم آورد و آنان را دایرمدار امور سازد؛ در سرزمین بزرگ چین، تریاك مجانی و رایج می‌توانست چشم‌ها و گوش‌ها را ببندد تا ساكان این سرزمین‌ها كاملاً از حضور خصمی خونخوار غافل بمانند؛ در آمریكای لاتین وضع دگرگون بود. از نیمه دوم قرن نوزده، استعمار و اقتصاد ویژه‌اش بر آمریكای لاتین سایه افكنده و این سرزمین را در چنگ خویش گرفتار آورده بود.
فقدان گرایش‌های مذهبی، فلسفی و اعتقادی و ناكار ماندن افیون، استعمار را واداشت تا برای حضور بلامنازعه از ورزش مدرن مخصوصاً «فوتبال» استفاده نماید. «فوتبال، آن هم فوتبال پروفسیونل می‌توانست چشم و گوش ملت‌های بی‌ریشه را ببندد، بدان حد كه آنها فراموش كنند كه هستند و برای چه فعالیت می‌كنند... می‌بینیم كه استعمار در مقابل قهوه و كائوچوی اروگوئه در سال 1926 چگونه دام ورزش را در اروگوئه، كوچك ترین كشور امریكای لاتین گسترد.»1

در آغاز ، فوتبال در اروگوئه مفهوم معین و مشخصی نداشت. تنها در این سال بود كه یك كمپانی انگلیسی به نام «دوك لند كمپانی» كه كارش تجارت قهوه بود و محصولات جنگلی اروگوئه، مخصوصاً چوب‌های بسیار گرانبها و صنعتی آن را به انگلستان صادر می‌كرد، چون دید كه كارگران اروگوئه طالب افزایش دستمزد بیشتر و كار كمتر هستند، مسئلة افزایش دستمزد را نادیده گرفت و در زمینة كار كمتر به كارگران اروگوئه اطلاع داد كه حاضر است وسایل تفریح آنها را فراهم سازد... كمپانی با وارد كردن مقدار زیادی توپ فوتبال و پخش مجانی آن در میان خانواده‌های كارگران و نیز با ارایة طریقة این بازی ، ریشه‌ای برای فوتبال به وجود آورد... در عرض دو سال یعنی از 1920 تا 1922 كار به جایی رسید كه یكی از واردات عمدة كشور اروگوئه توپ فوتبال و وسایل این بازی بود... دستگاه‌های تبلیغاتی به كار افتاد و در آغاز جوایز به پاداش‌های نقدی مبدل گردید.»2
رئیس كمپانی «دوك لند» در اروگوئه در نامه‌ای به رئیس مستقیم این كمپانی در لندن نوشت: «آقای رئیس، دوست محترم، از لطف شما حال ما خوب است. كارها در نهایت سرعت جریان دارد و تغییر فاحشی در بهره‌برداری از چوب‌های جنگلی پیدا شده است. خوشوقتم به اطلاع شما و هیأت مدیره برسانم كه درآمد امسال، به طور تحقیق سی تا سی و پنج درصد بر سال‌های پیش فزونی خواهد داشت. اگر بیماری، مالاریا و گاه گاه تب زرد مزاحم نشود. ما اینك كارگردانی داریم كه با حداقل دستمزد حداكثر كار را تحویل می‌دهند.

از اخبار بسیار جالب این كه ورزش فوتبال در طی چند سال اخیر در اینجا رشد بسیار سریعی كرده، تا به آن اندازه كه امروز هیچ فردی از افراد كشور اروگوئه پیدا نمی‌شود كه راجع به فوتبال علاقه‌ای در خود احساس نكند... در مورد توسعه این ورزش به نظر من باید كاری كرد كه ملت اروگوئه آن را به عنوان یك اصل و سنت مقدس تلقی كند و تمام ساعات فراغت خویش را به فكر كردن دربارة آن بپردازد»3
جالب توجه است كه در خلال سال‌های 1922 تا 1926 سی و دو میسیون ورزشی وارد اروگوئه شد و به تحقیق دربارة چگونگی ورزش در این كشور پرداخت و سپس اعلامیه‌ای صادر شد كه برای تأمین سعادت و سلامت و ترقی و رفاه ملت اروگوئه استادیوم‌های ورزشی خواهند ساخت. خبری كه روزنامه‌های محلی آن را با آب و تاب نقل كردند. برده‌داری نوین تجویز شده، صورت نو و جدیدی از استعمار را در امریكای لاتین به نمایش می‌گذاشت. طی مدت كوتاهی تنها در برزیل 12 استادیوم با ظرفیت بالا ساخته شد و با حمایت امریكا مسابقات بزرگ و خرید و فروش ورزشكاران رواج یافت. 
امریكا همة همّ خویش را مصروف آن كرد تا فوتبال به عنوان یك «شأن ملی» در امریكای لاتین شناخته شود و این امر می‌توانست تمامیت توان، غیرت و تعصب ملی مردم برزیل و اروگوئه را مصروف بازی فوتبال نماید و از این رهگذر عموم مردم را از حضور استعمار نو غافل سازد و در اجرای این سیاست‌ها بود كه روزنامه‌های پرتیراژ، فوتبال را به عنوان «سنت بزرگ برزیل» قلمداد كرده و امریكای لاتین را در میان امواج ورزش حرفه‌ای غرق كردند تا جایی كه امروزه در برزیل فوتبالیست‌ها را چون پیامبران بزرگی می‌دانند كه تجاوز به حریم آنها غیرممكن است.
«رولف كونیل» خبرنگار ورزشی آلمان در گزارشی نوشته بود: «در دنیا هیچ ملتی به اندازة ملت برزیل به فوتبال عشق نمی‌ورزد و اینگونه فوتبال را مافوق همه چیز قرار نمی‌دهد. روزی در برزیل ضمن یك مصاحبه از طرف صحبتم پرسیدم چرا شما برزیلی‌ها این چنین كوركورانه كشته و مردة فوتبال هستید؟ می‌دانید چه جواب داد؟ او گفت: شما باید درك كنید كه ملت برزیل را هیچ عامل مشتركی به یكدیگر پیوند نمی‌دهد. ما فاقد زندگی سیاسی، زندگی فرهنگی و حتی زندگی مذهبی هستیم.»4
استعمارگران خوب دریافته بودند كه از طریق رواج ورزش پرسر و صدا و مهیج فوتبال می‌توان نیروهای بالقوه ملت‌های امریكای لاتین را خنثی نمود و آن نیرو را به مسیر دیگری منحرف كرد تا از رو در رو شدن این نیروی قوی با عوامل داخلی استعماری غارتگر جلوگیری به عمل آید. دست‌نشاندگان غربی همة تلاش خود را مصروف آن داشتند تا با برگزاری مسابقات پرخرج، مرهمی بر زخم‌های كهنة ملت‌های امریكای لاتین بگذارند و شأن و شخصیت حقیقی و ویران شدة این اقوام را در هیأتی دیگر نشان دهند. حكومت آرژانتین از زبان ژنرال «مرلو» مسئول اجرایی جام جهانی آرژانتین، طی یك مصاحبة مطبوعاتی اعلام كرد:
«جام جهانی به بهترین شكل ممكن برگزار خواهد شد. این یك تصمیم سیاسی برگشت‌ناپذیر است. هفتصد میلیون دلار خرج می‌كنیم تا به وسیلة فوتبال تصویر حقیقی كشور خود را به جهانیان عرضه كنیم. یك تصویر متفاوت...» و مجلة «لااوپینیون» در سر مقالة خود نوشت: «البته كه مسابقات جام جهانی فوتبال یك رویداد سیاسی است و اهداف سیاسی را تعقیب می‌كند.»5 نكتة قابل توجه آن است كه هیأت‌های مذهبی امریكایی نیز در شهرهای امریكای لاتین مسابقه برگزار كردند و جوانان برزیل را با بلیط مجانی برای تماشای آن دعوت كردند تا از این طریق جوانان برزیلی را تطمیع كنند.
گفتنی است كه امریكا از سال‌های 1950، ماشین‌های كشاورزی را به صورت گسترده به امریكای لاتین وارد كرد تا با ماشینیزه كردن كشاورزی بتواند قهوه، شكر، كائوچو و محصولات مورد نیازش را به دست آورد. اما چون با مكانیزه كردن كشاورزی با توسعة بیكاری مواجه شد فوتبال را جایگزین آن نمود.

این حركت یادآور این سخن استعمارگران است كه: «ما آدم‌ها را بر حسب قدرت‌بدنی، دقت فنی و ارزش تكنیكی قیمت می‌گذاریم و اگر بیكاری هست، فوتبال را به عنوان كار می‌توان پیشه كرد. اگر ماشین به دشمنی با نیروی انسانی پرداخته است، انسان باید نیروهای خود را در راه صحیحی به كار اندازد و به فروش برساند.»6 شاید به همین دلیل بود كه ورزشكار حرفه‌ای مثل یك گاو شیرده ارزش پیدا نمود. چنانكه رئیس‌جمهور برزیل، با هواپیمای شخصی خود، بازیكنان را به دیگر كشورها می‌فرستاد.

7 این حركات مقدمه‌ای بر «توسعة پروفسیونالیسم» یا «ورزش حرفه‌ای» از سوی دول سرمایه‌دار و استعماری بود. امری كه در ذات خود لگدكوب شدن همة فضایل انسان و سقوط شأن آدمی را تا حد سرحد یك حیوان تنومند و وحشی نازل ساخت.
علوم پزشكی، تغذیه و سرمایة كارخانه‌داران و صاحبان كارتل‌های صهیونیستی دست به دست هم دادند تا از قهرمانان، تابلوهای خوش‌نمای متحرك و مبلغان كالاهای تجاری بازارپسند بسازند. حال دیگر استعمار نو، میدان عمل خود را توسعه داده بود و با كنار نهادن اسلحه و زور نیروهای نظامی بر آن بود تا پنبة ورزش ساكنان مناطق توسعه‌نیافته را سر ببرد. در واقع آنچه كه حادث شده بود، راه‌اندازی دفتر شورای دلالان بود كه انسان را قیمت‌گذاری می‌كرد و جام‌جهانی، ترازویی بود كه به وسیلة آن قیمت آدم‌ها معلوم می‌شد. 
«اروگوئه» اولین برگزار كنندة مسابقات جام‌جهانی بود. دستگاه تبلیغاتی غرب، همة سرمایة خود را مصروف طرح و تبلیغ این بازی‌ها نمود تا سرفصل تاریخ نوین را منطبق با خواست دول استعماری برای این مردم درمانده آغاز كند.

روزنامه «پوبله گازتا» در «مونته ویدو» مقالة جالبی نوشت. مقاله‌ای كه به قول نویسندة كتاب «امریكای لاتین دیدار ورزش و استعمار» بیانیه و مانیفیست استعمارگران بود. در آن مقاله آمده بود: «برای ملت ما افتخاری از این بزرگ تر نیست كه برگزار كننده نخستین جام جهانی باشد. این مسابقات كه به افتخار پیروزی پی‌درپی ملت اروگوئه در مونته ویدو ترتیب داده شده و صدمین سال استقلال كشور ما با آن جشن گرفته خواهد شد، در حقیقت وجود ملت ما را در دنیا ثابت خواهد كرد. ما چه داشتیم؟ آیا ما دارای یك نیروی دریایی عظیم بودیم كه با تسلط بر آب‌های اقیانوس‌ها و یكه‌تاز در دریاها نام اروگوئه را به گوش ملل جهان آشنا سازد؟ نه ما هیچ كدام از اینها را نداریم. اما یك فوتبال داریم كه نام ما را در سراسر دنیا بلندآوازه ساخته است.

ما پیشنهاد می‌كنیم در صورت پیروزی تیم اروگوئه در مسابقات جام جهانی ما تاریخ ملت خود را از این زمان آغاز نماییم. یعنی به جای اینكه بنویسم اروگوئه در سال 1380 استقلال یافت به فرزندان نسل‌های آینده دنیا بیاموزیم كه اروگوئه در سال 1930 موجودیت خود را به جهان اعلام داشت... ما باید باور كنیم كه موجودیت ما، استقلال ما و شخصیت همه و همة ما بسته به پیروزی ما در مسابقات جام جهانی 1930 خواهد بود».

پس از پیروزی تیم اروگوئه در سال 1928 طی قراردادی كلیة محصولات كشاورزی اروگوئه یكجا و دربست خریداری شد. آن هم به كمترین بهای ممكن. «هیچ كس به قراردادی كه در آن سال میان اتحادیة شركت‌های صادركنندة گوشت مركب از هلند و انگلستان و فرانسه از یك طرف و اروگوئه هر سال 800 هزار رأس گوسفند به شركت‌های مزبور می‌فروخت و تعرفة فروش این گوسفندها سی درصد ارزان تر از گوسفندهایی بود كه آرژانتین و شیلی می‌خواستند صادر كنند.»9 این پایین آوردن قیمت، اقتصاد آرژانتین و شیلی را دچار مخاطرة عظیمی كرد. به حدی كه آرژانتینی‌ها تصمیم به حملة نظامی به اروگوئه گرفتند10
استعمار بر آن بود تا اذهان ملت‌های تحت ستم را از مسائل بنیادین مذهبی، سیاسی و اقتصادی معطوف مباحث خرد و پیش پا افتاده، اما، جنجالی و پر غفلت كند، تا دیگر سراغ از سرنوشت خود، فرهنگ لگدكوب شده‌اش در دست‌های استعمار غارتگر نگیرد و نیروی بالقوه‌اش را مصروف مجادلات حقیر در میدان‌های فوتبال كند.

 نیرویی كه می‌توانست ضامن سلامتی اخلاقی و خودكفایی اقتصادی شود و این تنها یك روی سكه بود كه در زیر گام‌ها لگدكوب می‌شد. همة آنچه كه می‌توانست غرب را از رسیدن به آرزویش كه همان «دهكدة جهانی» بود باز دارد و صهیونیسم را در نیل به حكومت یكپارچة جهانی زیر پرچم یهود ناامید سازد. از همین رو بود كه دیگر، همة جوانان امریكای لاتین از فرهنگ و سنت آبا و اجداد خود بی‌خبر شدند. آنها دیگر شاعران، نویسندگان، مصلحان و آزادی خواهان خود را نمی‌شناختند و به عكس تصاویر قهرمانان پوشالی میدان‌های ورزش جدید را زیور اتاق‌هایشان می‌كردند.
اگر فوتبال در میان ساكنان امریكای لاتین در خدمت استعمار در آمد، دلالان استعمار و برده‌داران نوین، بوكس را میان سیاه‌پوستان مهاجر و قهرمانان افریقایی جاری ساختند تا در هر گوشه‌ای از جهان اهداف خود را به نحوی دنبال كنند. «رنه دونان» دربارة سیر و سفر مدرن غربی می‌نویسد:  «ورزش پس از رفتن به امریكا، وارد فرانسه شد، در فرانسه دور كند و خسته‌كننده‌ای زد. از آنجا به بلژیك رفت و سپس به ایتالیا و آخر كار به كشورهای امریكای لاتین مسافرت نمود.»11
بسیاری همواره بر این فرض بی‌اساس پای فشرده‌اند كه ورزش مدرن، فاقد بار فرهنگی است و به صورت طبیعی سیر و سفر خود را در عرصة زمین و میان مردم دنبال می‌كند. علی‌رغم آنكه بر حسب آنچه كه در بخش‌های پیشین ذكر شد، هیچ حرفه و عملی خالی و عاری از بار فرهنگی و بالاخره نظام نظری و اعتقادی ویژه نیست.
ورزش غربی، اگر چه به صورت طبیعی بار فرهنگ امانیستی پس از رنسانس را حمل می‌نمود، تحول غرب و ظهور آن در هیأت یك نظام امپریالیستی كافی بود تا این نظام، همة مقدورات را در خدمت پیشبرد اهداف خود به كار برد و بی‌تردید مناسب‌ترین و كم‌هزینه‌ترین طریق، بسط فرهنگ غرب بود كه می‌توانست ضامن توسعة اهداف استكبار صهیونیستی شود.
«رنه ماهو» دبیركل یونسكو در سال 1351 طی نطقی اعلام داشت: «افریقا، اندك اندك شكل می‌گیرد، اما، تا مرحلة پختگی كاملی كه اروپا به آن دست یافته است فاصلة بسیار كمی دارد. دستیابی به این اهداف آسان نیست. در این میان شكل گرفتن ملی برای كشورهای نوبنیاد افریقایی اهمیت خاص دارد و بی‌شك ورزش عامل مؤثری است كه این شكل گرفتن را تسریع می‌بخشد.

از سوی دیگر ورزش مستقیماً با جوانان سر و كار دارد و... در حالی كه ورزش تنها وسیلة قابل اعتمادی است كه به كمك آن می‌توان جوان را وادار كرد كه در نقش اجتماعی خود ظاهر شود و مسئولیت‌های لازم را به عهده گیرد... همه قبول كرده‌ایم كه ورزش عامل سازندة فرهنگ برتر است. اینك هنگام آن رسیده كه تشكیلاتی این چنین به ما بگویند كه كجا باید رفت...»12
آنچه كه «رنه ماهو» بر آن تصریح دارد، سه موضوع مهم «فرهنگ برتر، جوانان و ورزش» است. قشر جوان قشری است كه به تبع تمایلات غریزی و توانایی جسمانی مستعد شكل‌گیری است و خامی او اجازة نقد جهان پیرامونش را نمی‌دهد.

فرهنگی كه از نظر «رنه ماهو» برتر است و باید گسترده شود تا همة ملت‌ها را در مسیر تمنای استعمارگران خلع سلاح نماید و خوی مذهبی و ملی و سنتی را از سر ایشان بیندازد و ورزش  به تدریج امكان نضج و رشد آن فرهنگ را در میان جوانان فراهم می‌آورد. «براندج» از رؤسای سابق كمیتة بین‌المللی المپیك، زیركانه ورزش را منحصر در تفریح دانسته و می‌گوید:«ورزش منحصراً یك وسیلة تفریح است. یك وقت‌گذرانی به طریق سودبخش است.»13 شاید اگر این تعریف جعلی عرضه نشده بود و ازآن به عنوان پوششی برای اغراض اصلی بهره نبرده بودند، امروز مردم جهان در گرداب فرهنگ و مدنیت غرب گرفتار نمی‌شدند و شاید این عبارت چرچیل بیانگر بسیاری از رازهای پوشیده باشد:  «ستون‌های كاخ امپراتوری روی استادیوم‌های فوتبال ایستاده است.»14

پی‌نوشت‌ها:

1.كیهان ورزشی، س44، ش560، ص50.
2همان، ص50.
3همان، ش561، ص8.
4فتحی، هوشنگ، فوتبال، خشونت و سیاست، صص32 و 33.
5همان، ص39.
6 كیهان ورزشی، س45، ش567، ص20.
7همان.

8كیهان ورزشی، س45، ش546، ص17.
9همان.
10همان.
11كیهان ورزشی، س39، ش276، ص15.
12كیهان ورزشی، س51، ش971، ص5.
13كیهان ورزشی، س46، ش661، ص10.
14همان، س55، ش1175، ص48.



پنجشنبه 30 تیر 1390 | نظرات ()


موضوعات

جنگ نرم

مهدویت

مذهبی

پیوندهای روزانه

وبلاگ حاج علی

مطالب اخیر

تغییر وبلاگ

م ن ت ظ ر چیست؟

سیر تاریخی اورشلیم و نامگذاری آن به بیت المقدس و ارض موعود

ثبت لحظه بلعیده شدن ستاره توسط یک سیاهچاله عظیم

علت کاهش تولد ستارگان/ شیرهای گاز ستاره ساز جهان بسته شدند

ناگفته هایی درباره مختار ثقفی

چگونگی تسخیر جهان با یاران كم

چرا حضرت مهدی موعود(ع) مظلوم‌ترین فرد عالم است؟

برگ‏هایى ازتاریخ روم مادر امام زمان علیه السلام

به بهانه برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت های آمریکا(CUPA AMERICA)،/قسمت1

سحر سامری قسمت آخر/فحشا و خون

پاسخ آیت الله جوادی آملی به چهار پرسش درباره امام زمان (عج)

اولین جملات حضرت مهدی (عج) پس از ظهور

کوهی که حضرت سلیمان، جن ها را در آن زندانی می کرد + تصاویر

خدایا، امام زمان(عج) را به آرزوهایش برسان

آرشیو مطالب

آذر 1391

شهریور 1390

مرداد 1390

تیر 1390

خرداد 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

اسفند 1389

بهمن 1389

آذر 1389

آبان 1389

مهر 1389

نویسندگان

anaj

پیوند ها

مکتب الشهدا

گل نرگس

دانشنامه مهدویت

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

لوگوی دوستان