تبلیغات
[cb:جنبش فرهنگی سربازان امام زمان]

جنبش فرهنگی سربازان امام مهدی(عج)

متفاوترین نقد " افشای روایت پنهان و مغرضانه فیلم دمکراسی تو روز روشن"


با توجه به اینکه غرض نگارنده پرداختن به مسائل شخصی و بررسی سوابق سیاسی دست اندرکاران این فیلم نیست (  از جمله تهیه کننده و فیلم نامه نویس این اثر محمد علی زم که از مسئولین هنری دوران اصلاحات و فعالین عرصه سیاسی بوده  و علی عطشانی سازنده فیلم  پوست موز که هرگز به اکران عمومی نرسید  ) به افشای روایت پنهان و مغرضانه فیلم دمکراسی تو روز روشن می پردازد.

این نقد کمی طولانی می باشد ازآنجا که داستان فیلم روشن است اما تا حدودی بعضی از سکانس ها که توهین های خود را  با لایه های پنهان  فلسفی مطرح می کند  به ناچار باید توضیح کامل داده و مثال از صحنه های فیلم زنم  .

 در فیلم دمکراسی تو روز روشن شخصیت اصلی فیلم سردار امیر ستوده  که محور فیلم تا پایان  به دور این شخصیت می چرخد،  از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که  در سازمان تحقیق و تفحص در امور شهدا مشغول به‎كار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم  یکی از شخصیتهای بی ریا ، متعهد ، مومن ،  بدور از تجملات دنیای است که بعد از جنگ خالص باقی مانده  و  به خاطر خالص بودنش  هنوز در خانه  استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد  است.  در واقع این تصور ابتدایی مخاطب از فیلم می باشد .

  او دارای یک دختر  به نام زهرا هست،  که  به پدر خود ایراد گرفته ،"چرا با  انکه خودت پای برگه عالم و آدم  را برا در خواست وام امضا می کنی ،  خودمان  نمی توانیم وامی را بگیر یم و از استیجاری بودن نجات پیدا کنیم"  که  با توجیهات همیشگی پدر  مواجه  می شود که در این سکانس مخاطب تصور می کند قرار است در این فیلم  با یک سردار سپاه ،  خاکی ، مردمی ، درد و رنج کشیده مواجه باشد در حالی که در میانه فیلم این تصور تبدیل به چیز دیگری می شود . (در همین سکانس سوالی در ذهن بنده  ایجاد شده  و هنوز هم جواب ش  برایم روشن نیست که کارگردان و یا علی زم  از کدام سردار جنگ الگو برداری نموده که داستان این فیلم به زندگی آن سردار می پردازد!؟  و سوال دیگر اینکه،  دختر و همسرسردار ستوده از لحاظ ظاهری و حجاب به کدام خانواده سردار سپاه شباهت دارد!؟)  امیر ستوده همچنین دارای پسریست که توجه ای زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است .

در اینجا نکته قابل توجه ای است که باید کوتاه به ان اشاره نمایم  ، تفکرات سکولاریستی از سوی کارگردانان دولت اصلاحات همیشه مورد توجه واقع شده، که هنوز  هم در فیلمهای ایرانی به  روشهای مختلفی بکار می رود تفکراتی که این کارگردانان، از آن در فیلم‌های خود استفاده كرده و از سوی جشواره های داخلی، خارجی و وزارت ارشاد مورد تحسین و تشویق قرار می‌گرفتند.. درواقع می توان بنا گذارنده و تزریق کننده این تفکرات در سینما را، دولت اصلاحات دانست و کارگردانان مورد حمایت و هدایت مستقیم انان قرار داشته اند که متاسفانه هنوز هم ادامه دارد  . تفکراتی که در فیلم دمکراسی کاملا گویا و روشن می باشد . در اکثر فیلمها ایرانی  دین نمی تواند کارای مناسبی در  جامعه داشته باشد و باعث کند شدن روند اجتماعی می گردد و یا اینکه در عصر حاضر که عصر پیشرفت نامیده می شود  کارایی خود را از دست داده است  . در این گونه فیلم ها که تعداد آنها بسیار زیاد می باشد همیشه  خانواده های مذهبی دچار مشکلات فراوان و شدیدی  با فرزندان خود  و همچنین با جامعه می باشند و هرگز نتوانسته اند ارتباط  درستی با آنها برقرار کنند  .  همیشه پدران و مادران فرزندان خود  را بابت اینکه به روز ، شیک ، آزاد  می باشند  سرزنش و تحقیر و مورد اتهام قرار می دهند؛  پدر و  مادرانی که بدلیل اعتقادات مذهبی  خود همیشه  غافل ازآن  تربیتی که خود میل داشته، بودند . پدر و مادرانی که اجازه  نمی دهند فرزندانشان به استعداد های  درونی خود بپردازند ( مو سیقی ، هنر پیشگی ، آزاد اندیشی و...) و اینگونه فیلم ها این را به مخاطب خود تزریق کرده  که دین و مفاهیم مذهبی هستند که  فرزندان را محکوم نموده و باعث سرخورده گی آنها می شود.  و در نتیجه فرزندان دچار دوری از خانواده ، احساس ضعف و ناامیدی  افسردگی شده و دین را به عنوان سدی برای پیشرفت خود دانسته و تمامی ارزشها و اعتقادات دینی را زیر پا گذاشته دچار اختلافات شدیدی با خانواده نیز  جامعه و حکومت اسلامی             می شوند  .                              به فیلم دمکراسی تو روز روشن می پردازیم

فیلم دمکراسی تو روز روشن  بر خلاف روایتی که تهیه کننده آن اظهار می دارد (این فیلم روایتی از سرگذشت زندگی یک سردار دفاع مقدس دارد که در زندگی اشتباهاتی مرتکب شده و در عالم برزخ سعی در جبران خطاهایش دارد. فیلم موضوع و سوژه خاصی دارد که همه این اتفاقات در بستر طنز رخ می دهد و با مفهوم دینی ساخته شده است .)

  می توان با نگاهی باز و منصفانه تر از فیلم ،روایتی کاملا مغرضانه با مفهوم ضد دینی  برداشت نمود  که متاسفانه هیچ یک از منتقدان به مفهوم واقعی فیلم اشاره ننموده اند و حتی برخی از روحانیون وچهره های سرشناس و نیز افراد ساده لوح این  فیلمی را متفاوت ترین فیلمی که  در ژانر دفاع مقدس  با نگاهی تازه  به عالم برزخ  ساخته شده دانسته اند و آن را فیلم مذهبی می دانند. بنده با توجه به  سوابق فیلمهایی که در  دولت اصلاحات ساخته شده   و هنوز هم  از سوی کارگردان  دولت اصلاحات ساخته می شود  ( با در نظر نداشتن مسایل سیاسی )این فیلم را برخلاف  روایت علی زم، اینگونه روایت می کنم  .

 روایت فیلم سرگذشت  یک سردار سپاه است که در جبهه (تاکید در کلمه جبهه نه جامعه، یعنی نوک پیکان کارگردان در مورد ماهیت جبهه و اتفاقاتی که در جبهه افتاد نشانه رفته  ) مرتکب (فرار از جبهه و نجات جان خود، به جای نجات جان یك رزمنده شیمیایی) شده و بعد از اینکه مورد  ترور واقع میشود  وبه کما می رود در عالم برزخ مورد بازخواست و پاسخ گوی بر اعمال غلطی که در جنگ انجام داده ، می شود در حالی که این سردار بعد از مرگ تصور می کرد که با انفجار بمب او شهید شده است و با توجه به سابقه ای که در جنگ به عنوان فرمانده جنگ داشته و نیز سوابقی که در انقلاب داشته باید تمامی گناهان او پاک شده،  در عالم برزخ مورد استقبال و رحمت خداوند قرار گیرد تا به بهشت رود ، در حالی که با تعجب به او می گویند که تو شهید نیستی  و باید پاسخ گوی اعمالت باشی...

                                                        اما نکاتی مهمی که باید در آن تامل و تعمق بسیار نمود:

1- در این فیلم مسلئه شهادت ، ترور ،  شهادت جانبازان بعد از پایان جنگ  ، رزمندگان ، پاسدارن سپاه ، سیاست های نظام ، قوانین حاکم براجتماع... زیر سوال رفته است و کاملا این فیلم با نگاهی مغرضانه  در ذهن مخاطب شبه پراکنی میکند یعنی مهم ترین پیام فیلم شبه پراکنی می باشد..   كارگردان در سراسر فیلم خود بی‌محابا به محاكمه شهدا پرداخته وسعی می‌كند تا قداست شهید را در هم شكسته و ادعا كند كه بر خلاف تفكر مردم، كشته‌شدگان جنگ تحمیلی و عملیات تروریستی (ترور) شهید نیستند. این موضوع را در سخنان (حاج آقا مقدسی)  آن‌جا كه به ستوده می‌گوید از موقعی كه من به این‌جا آمده‌ام ، شهید شهری (كشته شدگان عملیات تروریستی) ندیده‌ام  می‌توان مشاهده كرد.

2- تمام ساختار فیلم درخدمت سکولار  کردن ارزشهای یک جامعه گام بر می‌دارد و نهایتا به سخره گرفتن ارزشهای متعالی یک ملت می‌انجامد.این فیلم  فرهنگی را القا می کند که می توان متعالی‌ترین وجه یک ملت یا حساس ترین   باورهای دینی یک ملت  را به  شوخی و تمسخر گرفت.  

3- در فیلم  دو فرشته مرگ وجود دارد . یکی که مامور گرفتن جان انسانهاست که هرگز با هدف خاص کارگردان ، به آن مستقیما اشاره نشد تا  ذهن مخاطب به آن مشغول نشود و دیگری فرشته ای که مخصوص گرفتن جان رزمنده هایی که سرگذششان شبیه به امیر ستوده می باشد، که فیلم با ترتیب خاصی  ذهن مخاطب را به این فرشته مشغول می سازد. جهت اثبات این مطلب ، وقتی قرار می باشد هواپیمای سپاه پاسداران سقوط کند فرشته دیگری که ما درفیلم فقط صدای آن را داریم به (گلزار ) می گوید  گرفتن جان 5 تن از پاسدران  هواپیما  مربوط به او می شود و باید برود ویا نمونه های دیگر .... در اینجا سوالی در ذهن بیننده ایجاد می شود که چرا               ( گلزار) فقط باید جان 5 تن از پاسداران را بگیرد و یا چرا جان برخی  رزمنده هایی مانند ستوده را می گیرد . بنده در جواب این را عرض میکنم که فیلم در همان سکانس های اولیه ، توهین های  مستقیم  به شهدای جنگ و پاسدارهای سپاه راآغاز میکند.  دلیل این مطلب این است که در اواسط فیلم ( البته با کمی تامل) روشن می شود فرشته مرگ(گلزار) فرشته ای است که مخصوص و یا مامور گرفتن جان رزمنده های که شهید محسوب نمی شوند و جزوه رزمنده های که سرگذشت  ریاه کارانه ستوده را داشته اند، است   .   پس همه پاسدارانی که  در هواپیمایی سقوط کردند قرار نیست شهید محسوب شوند، چون در بین آنها پاسدارانی شبیه به  سرگذشت امیر ستوده وجود دارند که بخاطر خیانت های که در جبهه و جامعه نموده اند باید این فرشته جان انها را بگیرد .  ویا در آن سکانسی که ستوده در زمین افتاد و در حال دیدن این است که فرشته مرگ جان دیگر رزمنده ها را هم می گیرد مخاطب می توان برداشت کند پس آن رزمند ها هم مانند ستوده ... بوده اند .

4- در سکانسی (که از سوی کارگردان، مهمترین سکانس فیلم مطرح می شود) ستوده با گذاشتن تفنگ به سمت خودش، از فرشته می‌خواهد تا با شلیك گلوله‌ای به جان او پایان دهد كه فرشته امتناع می‌ورزد. برای مخاطب سوال ایجاد می شود چرا بدون وقفه، ستوده این کار را انجام داد؟ آیا این فیلم، این پیام را به من می فهماند ‌كه هر رزمنده ای در جنگ گمان می کرد كشته شدن به هر شكل و در هر شرایطی، شهادت محسوب می شد، اشتباه بوده و این نشان دادن درك ضعیف و ناآگاهی سرداران و یا رزمندگان از مفهوم واقعی شهید و شهادت بود؟ یقینا همین مسأله طرح می شود. در اینجا متاسفانه ذهن مخاطب به سوی شهادت های انتحاری که رزمندگان انجام داده و یا بستن نارنجک به‌دور کمر خود و زیر تانک رفتن می‌رود. كارگردان در همان لحظات ابتدایی فیلم با به تصویر درآوردن این صحنه، توهین‌های خود را به رزمندگان و كسانی كه در جنگ از جان خود راحت گذشته اند، آغاز می‌كند (طرح موضوع شور به جای شعور)

5- روایت این  فیلم این تفکر را در مخاطب القا می کند که فرماندهان ارشد جنگ  جزوه  ترسوترین،  خود خواه ترین ، ریاکارترین  رزمنده ها بودند که در مصاف با دشمن ترسیده و دیگران را قربانی «زنده بودن» خود کرده اند، اشاره به نوجوان 14 ساله که سردارستوده  را ترسو خطاب می کندو اورا شخصی که در پادگان مخفی شده معرفی می نماید  و یا اینکه ستوده در نزد وکیلش اعتراف می کند که بدلیل ترس و نجات جان خود  ماسک را به آن رزمنده زخمی نداده بود  . اینجا باز نکته ای است که باید به ان اشاره نمایم در سینما وقتی از قشر خاصی صحبت میشود  یک نمونه کامل از آن قشر انتخاب می گردد و آن را الگوی همه آن قشر معرفی می نماید چیزی که در این فیلم مطرح شد امیر ستوده الگوی همه سرداران سپاه است پس  مخاطب می توان این برداشت را نماید  دیگر سرداران و یا رزمنده ها هم شبیه به ستوده  بوده اند.

6- روایت داستان  به مخاطبین خود ثابت می کند ، قرار نیست  هر سردار و یا جانبازی  که در جنگ بوده و بعد از جنگ مورد ترور قرار گرفته و یا بر اثر جانبازی کشته می شود در پیشگاه خداوند  شهید محسوب شود  این در حالی هست که از سوی نظام او شهید محسوب می شود . (ستوده در این فیلم ترور شده اما شهید محسوب نمی شود ) در واقع ذهن مخاطب می تواند یاد شخصیتهای که من اباء دارم نام مبارک آنها را  ببرم که بعد از جنگ ترور شده اند  و   شهید محسوب می شوند  می افتاد .  دقیقا در این فیلم ترور با مفهوم شهادت زیر سوال رفته ...

7- به نظر شما با چه هدفی از سوی کارگردان و همچنین علی زم،  (که هر دو  شدیدا مخالف احمدی نژاد بوده)  ، مسئله شخصی خود را در فیلم که مربوط به انتخابات می شد پیاده می کنند؟ از آنجا که فرخ نژاد (امیر ستوده ) شدیدا از مخالفان دکتر احمدی نژاد بوده  و حتی بر علیه او با لحن تهمت ، بی ادبانه و توهین آمیز  در جشن دوم خرداد قبل از انتخابات حرف زده و فیلمش نیز  موجود می باشد ،  در فیلم با صراحت کامل ادای احمدی نژاد را در  می آورد و به شعور مردم و شخصیت رئیس جمهور 70 میلیون نفره یک کشور توهین می شود .  مخاطب  به راحتی  در سکانسی که فرخ نزاد  با غرض و با ترتیبی خاص در حال ادعا  در آوردن  است می فهمد که این صدای احمدی نژاد می باشد  .  واقعا چرا سازنده  این فیلم  با توجه به اظهارت خودش در رادیو فرهنگ که گفته بود حدود 10 دقیقه از صحنه های زاید  فیلم را حذف کرده  و بجای آن صحنه های دیگری  را اضافه نمودم ، این صحنه را  حذف ننموده در حالی که اگرهم  حذف می شد تحت هیچ شرایط به روند فیلم آسیب زده نمی شد !؟

 

8- یک پیام در فیلم جهت حفظ انسجام همه کارگردانان مطرح می شود: پیام فیلم این است که  مسئولین نظام همیشه حاکم بر فیلمسازان هستند و سعی دارند نظرات و شیوه مدیریت های خود را بر روی فیلم ها  تحمیل نمایند . در فیلم یكی از مسئولان نظام از كارگردانی می‌خواهد تا فیلمی از زندگی سردار ستوده تهیه كند تا مردم بدانند که ایشان چه زحمتهای فراوانی را برای نظام کشیده است ، كارگردان صریحا اعلام می‌كند كه حاضر به ساخت فیلم سفارشی نیست و فیلم‌های او با سلیقه نظام جور درنمی‌آید، چراكه او به دنبال حقیقت و عدالت است؛ یعنی اینکه   نظام اسطوره‌سازی را دنبال می‌كند و حقیقت همیشه پنهان می ماند .  تا اینکه آن مسئول به او پیشنهاد می دهد که اگر این فیلم را بسازد مجوز پخش فیلم توقیف شده اش را می دهند .  اشاره به  هر چیزی که شما اسمش را می گذارید...

9- این فیلم، ادامه فیلم‌های دیگری است که با بی انصافی به مخاطب می آموزد، فقط روحانیت نیستند که از انگاره های دین سو استفاده کرده و نظام آنها را سنبل همه خوبی ها می داند و ازسوء استفاده های آنها سرپوشی می کند (اشاره به فیلم مارمولک) بلکه می توان به سرداران سپاه نیز كه از سوی نظام جزء وفادارترین و متدین‌ترین نیروها معرفی می‌شوند و سنگر محكمی برای صیانت از نظام به حساب می‌آیند، شک كرد.

10- این فیلم به مخاطب خود می آموزدکه مسئولین نظام تحت هیچ شرایطی تحمل شنیدن انتقا د دیگران را ندارند و تمامی کارهای خود را درست تلقی کرده و فقط خود را جزء نیک ترین انسانها می دانند و  انها هستند که باید دیگران را به راه خدا هدایت کنند  .اشاره به ملاقات ستوده با آقای نیك‌زاد و سخنانی كه میان آنان رد و بدل می‌شود. در این ملاقات ستوده دائم ادعا می‌كند كه شهید شده و باید یك‎راست به بهشت برود، و نیك‌زاد كه مسئول رسیدگی به پرونده ستوده است، با مطرح كردن گناهان و اشتباهات ستوده او را با واقعیت امر آشنا می‌كند. نیك‌زاد خطاب به ستوده می‌گوید: «یادت است كه اسلام اسلام می‌كردی و می‌گفتی كه چادر بغلی مرا آدم كن و مرا برای اسلام نگاه‎دار! یادت است به بهانه آوردن مهمات فرار كردی، اما آن پاپتی‌ها تنها دو قدم بعد از رفتن تو پرواز كردند.» ستوده كه از شنیدن این سخنان به‎شدت عصبانی است، می‌گوید كه تمام عمر و جوانی‌اش را صرف انقلاب كرده و حالا زور دارد كه كسی او را بازخواست كند. كارگردان در این بخش از فیلم صریحا نظام و مسئولان نظام را به چالش می‌كشد، آن‌ها كه گمان می‌كنند تمامی كارهای‎شان درست است و با كوچكترین اشتباه دیگران به شدت با آنان برخورد می‌كنند، اما خود تحمل شنیدن انتقاد دیگران را ندارند.  

11- در فیلم نکته ای بیان می شود که بارها مخاطب در فیلمهای قبلی شنیده است  ... ( نیکزاد به ستوده می گوید  پسرت از سهمیه دانشگاه استفاده نموده در حالی  که دیگران ...)  . متاسفانه در اکثر فیلمها  به این مسلئه و مسایل دیگری شبیه به این   اشاره شده و در ذهن مخاطب شبه ایجاد می کنند   و هرگز  پاسخی داده نمی شود.  بنده  مشکلی با طرح انتقاداتی شبیه به این نو سوالات  ندارم اما خواستار این هستم که اگه سوالی ویا شبه ای در ذهن مخاطب ایجاد می کنید حداقل آن طرف ماجرا را برای مخاطب شرح دهید تا آنها خود قضاوت کنند نه اینکه کارگردان قضاوت خودش را به مخاطب تحمیل  کند و هرگز پاسخی را برایش پیدا نکند  ! 

12- با توجه به نکاتی که به آن پرداخته شد  بنظر خواننده محترم  چرا علی زم در این فیلم یادی از شهید آوینی می کند شهیدی که علی زم  سالها در کنارش بوده... !؟ در سکانسی از فیلم بدون هیچ مبنایی گروه شهید آوینی ناشیانه با سردار ستوده آشنا شده و با او همراه می شوند در واقع در همان ابتدا سوژه دوربین گروه شهید آوینی سردار ستوده بود و هر کجا که او می رفته از آن فیلم گرفته می شد دقیقا به همان صورتی که شهید آوینی از سوژه های خود فیلم می گرفت . سردار ستوده به گروه شهید آوینی اعتراض می کند که مگر سوژه دیگری نیست که شما دنبال من راه افتادید و همش از من فیلم می گیرید  ... آنها از ستوده فاصله گرفته و دوباره در سکانس بعدی او را سوژه خود کرده و ... بنظر شما منظورعلی زم چه بود؟ آیا علی زم خواسته بگوید اظهاراتی که هواداران شهید آوینی از مستندهای آوینی نموده اند مبنی بر اینکه شهید آوینی همیشه از سوژه های ناب و رزمنده های فداکاری در مستند های خود استفاده  کرده نمی توان درست باشد یعنی مردم به مستندهای شهید آوینی هم شک کنید و باور نداشته باشید .( چرا که در این فیلم گروه شهید آوینی بدنبال سردار ستوده ای که مخاطب آن را ریاکار ، ترسو، خائن و... می دانند می دویدند ...  ) 

13- شاید به بنده ایراد بگیرید که به نکات مثبت این فیلم اشاره نکردید البته هدف یادآوری نکات مثبت این فیلم نیست چون تمام سایتها و نشریه های سینمایی به اندازه کافی از این فیلم دفاع ، تقدیر و تشکر کرده اند؛ اما یک سکانس به ظاهر مثبت این فیلم دارد که آن هم با هدف خاصی طراحی شده !

این فیلم  تاکید بر گسترش تفكرات پلورالیستی دارد ، مبنی بر انجام عمل خیر بی‌توجه به باورهای دینی است.( اشاره به تفکرات دکتر سروش ) نیك‌زاد در سکانسی یكی از نكات مثبت زندگی ستوده را كه موجب نجات او شده نصیحت به پسر تنگ‌دستی معرفی می‌كند كه بر اساس آن پسر به سمت درس رفته و هم اكنون در كسوت پزشكی، بیماران را درمان می‌كند. مطرح كردن یك فعل اخلاقی به عنوان عامل نجات ستوده،تأكیدی مجدد بر گسترش تفكرات پلورالیستی، مبنی بر انجام عمل خیر بی‌توجه به باورهای دینی است. نكته‌ای كه توجه به آن بسیار ضروری است آن‌كه اساسا كارگردان ، هنگامی كه از گناه ستوده سخن می‌گوید از راه دین و ارزش‌های دینی وارد می‌شود؛ به‎عبارتی وقتی می‌خواهد ستوده را گناهكار جلوه دهد از موضوعاتی چون چادر سر كردن دختر كوچكش، اعتراض به موسیقی گوش کردن پسرش و یا اشتباهات حضور در جبهه سخن به میان می‌آورد، اما هنگامی كه از كارهای خیرش كه موجب بخشایش او شده سخن می‌گوید، از رفتارهایی یاد می‌كند كه صرفا اخلاقی و قابل قبول و پذیرش در هر دین و آیینی است. خدمت به پدر و مادر و یا تشویق كودكان برای تحصیل، خلاصه شده در دین خاصی نیست. این موضوع از آنجا قابل تأمل است كه اساسا مروجان اخلاق سكولار با حذف شریعت و احكام دین تلاش می‌كنند انسان‌ها را تنها به شناخت خدا یا به عبارتی عرفی كردن دین دعوت كنند.

                             سوالات :

در این قسمت سوالات زیادی به ذهن بنده می رسد که فقط به برخی از آنها را  اشاره می نمایم .

* چرا دیالوگ های سیاسی که ما در زمان فتنه بارها شنیده بودیم و کم کم در حال فراموش کردن بودیم در این فیلم یادآوری  می شود؟

* چرا دقیقا این فیلم مانند فیلم مارمولک و فیلمهای دیگری از شخص دومی که برخلاف امیر ستوده هستند سخن نمی گوید  در حالی که این فیلم می توانست از سرداران سپاهی  که همیشه در خط مقدم بودند و به شهادت رسیده اند و تعداد آنها بسیار زیاده بود یادی می نمود تا بیینده برداشت درستی را از فیلم میکرد ؟

چرا در فیلم بعضی نمادها دقیقا از فیلم ماتریکس کپی برداری شده ( عینک سیاه ، لباس فرشته مرگ ، خودرو شاسی بلند ، ساختمان بلندی که ستوده در آن محاکمه می شود ، افکت و...)

* محمد علی زم به عنوان کارشناس مذهبی این اثر که خودش روحانی هست و به گفته کارگردان فیلم (کلمه به کلمه قسمت مذهبی فیلمنامه را آقای زم نوشته است) بگوید در کدام روایات دینی ما آن‌طوری که ایشان از عالم پس از مرگ که با نگاهی کاملاً غربی و شبیه به فیلم‌های آمریکایی به تصویر می کشد، اشاره شده است؟

* آقای محمد علی زم در طول 30 سال انقلاب یک نمونه از همسر تمام سرداران سپاه را مثال بزنید که دارای چادر و یا آن ویژه گی که در این فیلم به آن اشاره  شده است را   نام ببرد . و با چه هدفی  این مسئله را مطرح نمودید ؟

آقای محمد علی زم  شما که در مصاحبه خود گفته بودید (دراین فیلم چیزی برخلاف مفاهیم دینی و عبادی وجود ندارد )  چگونه نقد هایی که این فیلم را ضد دینی میداند  را توجیه می نمایید ؟

* شما که روحانی می باشید و باید حافظ مبانی اسلام باشید چگونه مبانی سکولاریست و ... را در فیلم  بکار می برید ؟

* آقای علی زم  شما که خود را پیرو خط امام خمینی (ره) میدانید کدام یک از  بیانات امام خمینی (ره) در این فیلم رعایت نموده اید

خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه های شهادت و شرف و عزت، سرمایه زوال ناپذیر آن گونه هنری است که باید، به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیبا پسند طالبان جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – اسلام ائمه هدی – علیهم السلام – اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد..

هنرمندان ما تنها زمانی می توانند بی دغدغه کوله بار مسوولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکاء به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتبشان، به حیات جاویدان رسیده اند. و هنرمندان ما در  جبهه های دفاع مقدسمان این گونه بودند، تا به ملا اعلا شتافتند، و برای خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگیدند؛ و در راه پیروزی اسلام عزیز تمام مدعیان هنر بی درد را رسوا نمودند. خدایشان در جوار رحمت خویش محشورشان گرداند. امام خمینی (ره )



سه شنبه 11 آبان 1389 | نظرات ()


موضوعات

جنگ نرم

مهدویت

مذهبی

پیوندهای روزانه

وبلاگ حاج علی

مطالب اخیر

تغییر وبلاگ

م ن ت ظ ر چیست؟

سیر تاریخی اورشلیم و نامگذاری آن به بیت المقدس و ارض موعود

ثبت لحظه بلعیده شدن ستاره توسط یک سیاهچاله عظیم

علت کاهش تولد ستارگان/ شیرهای گاز ستاره ساز جهان بسته شدند

ناگفته هایی درباره مختار ثقفی

چگونگی تسخیر جهان با یاران كم

چرا حضرت مهدی موعود(ع) مظلوم‌ترین فرد عالم است؟

برگ‏هایى ازتاریخ روم مادر امام زمان علیه السلام

به بهانه برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت های آمریکا(CUPA AMERICA)،/قسمت1

سحر سامری قسمت آخر/فحشا و خون

پاسخ آیت الله جوادی آملی به چهار پرسش درباره امام زمان (عج)

اولین جملات حضرت مهدی (عج) پس از ظهور

کوهی که حضرت سلیمان، جن ها را در آن زندانی می کرد + تصاویر

خدایا، امام زمان(عج) را به آرزوهایش برسان

آرشیو مطالب

آذر 1391

شهریور 1390

مرداد 1390

تیر 1390

خرداد 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

اسفند 1389

بهمن 1389

آذر 1389

آبان 1389

مهر 1389

نویسندگان

anaj

پیوند ها

مکتب الشهدا

گل نرگس

دانشنامه مهدویت

آمار سایت

بازدیدهای امروز :
بازدیدهای دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :

امکانات جانبی

RSS 2.0

لوگوی دوستان